گوسفند پشمالو (آموزش نقاشی برای کودکان)
برای شروع نقاشی، ابتدا یک پیش طرح می کشیم به این معنی است که قبل از طرح اصلی که جزئیات زیادی دارد، حدود نقاشی را مشخص می کنیم تا کشیدن جزئیات و طرح اصلی برایمان راحت تر شود.
دو دایره کوچک برای صورت و یک بیضی بزرگ برای بدن گوسفندمان در نظر می گیریم. دو خط عمودی و صاف را به عنوان پاهای آن رسم می کنیم.
به خطوط خاکستری که صورت و بخشی از بدن را تقسیم بندی کرده است دقت کنید. شما نیز این کار را انجام دهید. زیرا در ادامه ی کار به وجود این خطوط نیاز داریم.

پس از کشیدن پیش طرح، نوبت به جزئیات می رسد. و جزیات را با صورت شروع می کنیم. ببینید چه ساده می توانید صورت آن را بکشید. یک هفت باز را در دایره ی کوچکتر به عنوان بینی آن می کشیم. دایره ی کوچکتر پوزه ی گوسفند را تشکیل می دهد.
بسیار ساده می توانید با کشیدن موهای فرفری،گوسفندتان را زیباتر کنید. در لابه لای موهایش یک گوش بکشید که بسیار شبیه به یک برگ است.

بر اساس همان دایره هایی که کشیدید صورت گوسفند را کامل کنید و دور تا دور صورت او را با خط منحنی ممتدی رسم می کنیم. کمی دهان آن را باز بگذارید تا بتوانید برایش دندان بکشید.
گوش دیگر گوسفند که در لای موهای او پنهان شده است را همانند گوش دیگر بکشید.

و حالا نوبت به بدن پشمالوی گوسفند می رسد. خیلی ساده است و به راحتی می توانید آن را بکشید. خطی که با آن بیضی را تقسیم بندی کردیم، پشت گوسفند را مشخص می کند. پس همانطور که می بینید دور تا دور بدن او را شبیه به ابر می کشیم. زیرا پشم روی بدن گوسفند کمی شبیه به ابر های نقاشی است.
دم او نیز همانند گوش هایش شبیه به یک برگ ساده است.همانطور که می دانید گوسفند چهار پا دارد و از این زاویه همه ی آنها به طور کامل مشخص نیست. اما خیلی پیچیده نیست. با خطوط عمودی بسیار ساده می توانید آنها را بکشید.

خطوط اضافی پیش طرح را پاک کنید تا شکل اصلی آن پیدا شود. می توانید در مرحله ی آخر جزئیات بیشتری بکشید تا گوسفند قشنگ تری داشته باشید. پس از کامل شدن نقاشیتان، می توانید آن را رنگ کنید.

نقاشیدرمانی شاخهای از هنردرمانی است.
ترسیم کردن توانست خیلی زود بعنوان یک تکنیک نتیجه بخش برای تشخیص شرایط آسیب شناختی بکار رود.[۲] بطوریکه از همین امکان تشخیص ابتدایی، به تدریج روشهای منظم بسیاری به وجود آمد که امروز آنهاراآزمون نقاشی مینامند.این آزمونها در تحلیل روانکاوانه پدید آورندهاثر نقش به سزایی دارد. در سال۱۹۲۵ نولان لوئـیس بعنوان یک تحـلـیلگرروانی استفاده از نقاشیآزاد را برای تحلیل رفتار بزرگسالان روان رنجور آغاز کرد.[۳] واین شاخهٔ تازه تاسیس بسرعت بعنوان یک پارامتر اساسی در کار روانشناسان جای مناسبی یافت. هدف نقاشیدرمانی فراهم آوردن فرصتی برای افراد بود تا از طریق رنگها و خطوط احساسات، عواطف، نیازها و حتی دانستههای خود را آزادانه و به نحوی که مایل اند بیان کنند[۴].نقاشی و سایر هنرها مانند پلی میان دنیای درون و واقعیتهای بیرونی قرار میگیرند و تصویر مانند یک مـیانجـی در فاصله ایـن دوعمل کرده و جنبههای خودآگاه و ناخودآگاه، گذ شته، حال و آیندهٔ فرد را بازگو میکند[دی لئو، جوزف (۱۳۷۵)][۵]. نقاشی بیش از آنکه در تشخیص اختلالهای روانی بزرگسالان مفید باشد، درشـناخـت و درمان مشـکلات کودکان سازش نیافته، پرخاشگر و بیقرارمناسـب تر است و برای این گونه کودکان زمینهای فراهم میکند تا قابلیت و خلاقیت خود رابروز دهند. روند ساختن، ترسیم و نقاشـی فرایند پیچیدهایاست که د رطیآن کودکاجزای گوناگونی از تجربیاتش را برای پدید آوردن کـلـیـت یک اثر مـعـنادار مورد استفاده قرار میدهد. در این فرایند تولیدی، کودک در قالب یک اثر هنری، چیزی بیش از محصول و در واقع بخشی از خود را به ما باز مینمایاند؛ اینکه چگونه فکرمیکند، چه احساسی دارد و چگونه میبیند ؟.[[۶]] به هنگام ترسیم، فرد نه تنها خود را به شکل غیرکلامی، بیان میدارد و از این طریـق پویاییروانی و ارتباط بین فردیش را به نمایش میگذارد بلکه تعارضات بسیار عمیق خود را نیز فرا فکن میسازد. بنا بر این با استفاده از این ابزار میتوان نـخسـتین علائم آسیبهای روانی افراد را شناسایی کرد[۷]
شیوههایاجرایی
-
-
۱-جلسـات متوالی نقاشـیآزاد برای دانش آموزان ترتیب داده میشود؛ بدین صورت که کلیهٔ وسایل نقاشی مانند: ماژیک، مداد، مدادرنگی، مدادشمعی، گواش، آبرنگ در رنگهای متنوع در اختیار دانش آموزان قرار گرفته و طی یک جلسـه ابتدایی شیوهٔ استفاده از هر کدام از این ابـزارها برای آنان تشـریح و امتحان میشود. در جلسات بعدی ورقهای سفید در اختیار هر کدام از آنان قرار گرفته و از افراد خواسته میشود تا هر موضوعی را که به آن علاقه و اشتیاق دارند بصورت کاملاً آزادانه و فارغ از دغدغههای تکنیکی و پرداختن به جزئیات، نقاشـی کنند.
-
اگر در طول جلسه کودکی از ترسیم نقاشی امتناع کند تعقیب هدف درمانی ایجاب میکند تا در معرض اصرار و تحمیل قرار نگیرد. اما در صورت ترسیم و اتمام نقاشـی از کودکان خواسته میشود تا به اختصار در مورد آنچه که کشیدهاند و آنچه که دیگران ترسـیم کردهاند اظهار نظر نموده وبه بحث و گفتگو بپردازند. اینگونه بحثها در کلاس و درپایان جلسات نقاشی میباید صرفا در خصوص محور محتوایی نقاشیها بوده و از ورود به مباحث مربوط به ساختار و تکنیک بدور باشد. آثار نقاشی شده در پایان هر جلسه جمع آوری شده و تا آخر دوره نگهداری میشود ودر پایان دوره یکبار دیگر تمامی آثار نقاشی شده به وسیله دانش آموزان د ر معرض تماشای همه و مورد بررسی گروهی قرار میگیرد و از این طریق میزان پیشـرفت ارزیابی و درک تغییرات حاصل شده برای هر یکاز آنان مقدور میگردد. در پژوهشی که به همین شیوه و به وسیله دکتر احمدبهپژوه و فریده نوری در سال ۱۳۸۰ برای «بررسی تأثیرنقاشیدرمانی درکاهش رفتارهای پر خاشگرانهٔ دانش آموزان عـقب ماندهٔ ذهنی تهران» در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه شامل۶۰ نفر) از میان ۲۰ مدرسهٔ پسرانه تهران انجام شدهاست نتایج ذیل بدسـت آمده: در مرحلهٔ نخست نتایج آزمایشهایی که با استفاده از تکنیکهای "بندر – گشتالت" [۸] آزمون گودیناف، [۹] ماتریس پیشروندهریون [۱۰] بدست آمده نشان میدهد که میانگین نمرات مربوط به رفتارهای پرخاشگرانهٔ افراد مورد مطالعه از نظر والدین در هر گروه آزمایشی و کنترل در مرحله پیش آزمون مشابه یکد یگر بوده و اختلا ف معنی دارای وجود نداشته است. دراین پژوهش طی ۱۲جلسهٔ نقاشی درمانی بعنوان یک برنامه مداخلهای بار دیگر نظر سنجی والد ین انجام شد و نتایج ذیل حاصل گردید. نقاشیدرمانی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان عـقب مانده ذهنی مؤثر بوده و بررسی یافتههای غـیرکمی در این پژوهش نشان میدهد کهاستفادهاز جلسات نقاشیدرمانی برای دانشآموزان ابتدایی عقب مانده ذهنی به سبب ایجاد زمینههای مناسب برای برونافکنی هیجانها، احساسات و افکار، منجر به سازگاری عاطفی و اجتماعی آنان میشود. یافتههای این پژوهش با یافتههای نازنین مددی که به«بررسی تأثیر نقاشی درمانی در کاهش اختلالهایهیجانی در کودکان عادی»پرداخته بود همخوانی دارد[مددی، نازنین(۱۳۷۹)]همچنین بررسی نمرا ت دانش آموزان نشان میدهد که نقاشی درمانی حتی در مورد دانش آموزان عـقب مانده ذهنی کمتر از ۷ سال با بهره هوشی حدود ۴۰ درصد که قادر به ترسیم تصاویر دقیق نیستند نیز میتواند مؤثر باشد. [مددی، نازنین (۱۳۷۹)][۱۱] از بارزترین نکات مشاهده شده در جلسات نقاشی درمانی که به وسیله نویسنده [۱۲] درآموزشگاههایآزادهنری شهر تهران از دانشآموزانعادی ۴ تا۱۰ سال بصورت تحقیقی میدانی درفاصله سالهای ۸۲ – ۸۰ صورت گرفت موارد ذیل قابل تشخیص بود : معمولاً بعضی از کودکان بالاخص در سنین ۴ تا ۶ سال در جلسات اولیهٔ نقاشی درمانی به طریق معمول با شیوههای مختلف از جمله تعارض یا ابراز بیحوصلگی و گهگاه به بهانه عـدم توانایی در ترسیم از مشارکت در فعالیت خوداری میکنند، اما در جلسات بعدی با مشاهده فعالیت سایر اعـضای گروه، آنان نیز درجلسات مشارکت جسته و گاها خود را فعال تر از سایرین نشان میدهند.
-
-
۲- یک جعبه مداد رنگی شامل هفت رنگ: آ بی، سبز، زرد، بنفش، قهوهای، قرمز، سیاه و یک مداد معمولی، یک پاک کن و یک برگ کاغذ A۴ بصورت عمودی دراختیار کودکان قرار میگیرد و به آنان گفته میشود که «روی کاغـذ یک آدم بکشـند و تاآنجاکـهامکان دارد قشـنگ باشد»
-
در موردانتخاب محل قرارگیری آدمـک، جنسیت، اضافه کردن عناصر و استفاده یاعدم استفاده از رنگ اختیار وآزادی کامل داده می شـود. تفاوت آشکار این تکنـیک با آزمایش آدمک گودیناف در امکان تکرارتمرین در جلسات متوالی و نیز آزادی عمل دراضافه کردن تصاویر حاشیهای به نقاشیاسـت. در پایان جلسات (که می توانداز ۵ تا ۱۰جلسه متغیر باشد) کلیهٔ نقاشیهای ترسیم شدهٔ هـرکودک در جلسهای با حضور همه شـرکت کنندگان در معرض تماشا قرارگرفته و به بحث و بررسی گذارده میشـود این تمرین می تواند بصورت فردی و گروهی باشـد. نتایج پژوهشی[صاحبی، دکترمحم علی وهمکاران(۱۳۸۲)][۱۳] بر روی بیماران مبتلابه عارضه دوقطبی بستری شدهدر بیمارستانروزبهتهران بـه منظور«بررسی شاخصهای ابعاد و رنگ در ترسیم آدمک رنگی» نشان میدهد : الـف) هر چند طول و سطح ترسیم درگروه پسران بطور قابل توجهی بزرگتر از گروه دختران بود منتها به دلیل انحراف معیار بالا درهرد و شاخص به خصوص درمورد«سطح» تفاوتها معنا دارنبوده و نمی توان چنین نتیجه گرفت که جنسیت تأثیری دراندازهٔ نقاشیها داشته است. ب) هر چند که انتظار میرفـت اکثر شرکت کنندگان درآزمون، نقاشی خود را رنگ کنند، اما ۶۴٪ ازآنان درنقاشی خود از رنگ استفاده نکرده و ۳۶٪ باقی مانده نیز اکثراً در نقاشیهای خود از رنگ گرم درترسیم استفاده کردهاند.در پایان این تحقیق پژوهشگر با انطباق یافتههای خود نتیجه می گیرد که در میان بیماران مبتلا به اختلال دوقبطـی ارتباط متقن و قوی میان کیفیت خلق و اندازهٔ ترسیم با رنگآمیزی آن وجود ندارد که این مورد با یافتههای بورکیت که همین آزمون را درموردکودکان عادی درسنین ۵ تا ۱۲ سال انجام داد مطا بقت ندارد [۱۴]. یافتههای بورکیت نشان میدهد که :
-
الف) یک ارتباط خطی بین احساسات و عواطـف نقاش با رنگهای مورد استفاده مشاهده می شود.
-
ب) کودکان رنگهای خوشایند را برای رنگ آمیزی تصاویر خوشایند رنگ گرم و رنگهای ناخوشایندرا برای تصاویر ناخوشایند (سیاه و به طورکلی تیره) و نیز رنگهای خنثی(خاکستری) را برای تصاویر خنثی بکار بردهاند.
-
ج) کودکان کم سن و سال، رنگهای ( قرمز و بنفش ) و بزرگترها رنگهای تیره تر را بیشتر ترجیح دادهاند.
-
د) رنگ زرد و آبی بین پسران و قرمز در میان دختران غلبه داشتهاسـت.
ازمطابقت نتایج حاصلازاین دو پژوهش، می توان نتیجه گرفت کهاختلاف فاحشی درچگونگی ترسیم میان دانش آموزان سالم و عادی با کودکان دارای ناهنجاریهای روانی وجود دارد. جلسات گروهی نقاشی درمانی بخصوص در هنگام تحلیل گروهی آثار، می تواند شناخت جدیدی نسبت به شکل، رنگ و چگونگی ا ستفاده ازآنها را به کودکان منتقل کند.
-
-
۳-درتکنیک دیگری که به شیوهٔ نقاشیدرمانی می توان اجرا کرد امکانات اولیه که در تمرینهای قبل نیز به بدانها اشاره شد، دراختیار گروه قرار می گیرد اما این بار«هنردرمانگر» با هدایت گروه به سمت سوژههای از قبل تعیین شده سعی دارد به ذهن آنان ساختاری بدهد. بعنوان نمونه با دست مایه قرار دادان سوژهای، بازگویی قصهای یا انجـم یک گردش و ترسیم هر آنچـه گروه دیده است در قالب یک نقاشی، این تکنیک اجرا میشود. دراین شیوه هر کدام از اعضای گروه تلاشی برای تجـسم بخشیدن به مکنونات ذهنی خود دارند. ودراین مرحله است که نقش هنر درمانگر و تیم همراه، برای جهت دهی صحیح به کار گروه مشخص میشود. نقش درمانگر و مداخله آگاهانه او در فرایند خلافیت گروهی اساسیترین عنصر در کاهش آسیبهایروانی میان اعضای گروهاست. تحقیق [کاوه، محمدحسین و همکاران(۱۳۸۱)][۱۵]، درارتـبـاط با نـقـش مداخله گرانه معلمان در زمینه بهداشتروانی در مدارس ابتدایی نیز تاکیدی بر همین موضوع است ایشان همچنین محقق ساخت که :
-
-
الـف) عملکرد معلمان با مدارک بالای تحصیلی آنان ارتباط معنی داری دارد.
-
ب) معلمان آموزش دیده از پتانسیل بالایی برای مشارکت درارائه خدمات برخودار بوده و دارای بیشترین میزان تأثیر در میان داـش آموزان بوده اند.
-
ج) مداخله آموزشی می تواند عملکرد یا رفتارهای بهداشتی را بهبود بخشد.ازاینرو میتوان با تربیت نیروی انسانـی متخصص و تیم همراه پزشکی و هنری، در سطح مراکز آموزشی شهر واستان، به بهبود شاـصههای کیفی بهداشت روانی دانش آموزان کمک شایان توجهی کرد.
![]() |
![]() |
تكنيك مداد شمعی و آكريليك در نقاشی
اين تكنيك بر پايه ي ويژگي ناسازگاري روغن و آب به وجود آمده است . درست همانند چسب نواري كاغذي يا روزنامه چسبانده شده بر روي سطح بخشهايي از نقاشي كه اجازه نمي دهد رنگ بر روي اين قسمت هاي سطح نقاشي ماليده شده يا نفوذ كند مداد شمعي يا شمع هم تقريباً چنين خاصيتي دارد اما تأثيرات به وجود آمده از آن كاملاً متفاوت است .
انجام اين روش بسيار آسان است : با يك شمع يا هر نوع مداد شمعي روغني بي رنگ ديگري در مناطق مورد نظر كاغذ خطوطي مي كشيم و سپس بر روي اين خطوط يك لايه رنگ آكريليك رقيق شده با آب مي ماليم .
رنگ بر روي منطقه ي با شمع خط خطي شده سر مي خورد و جذب كاغذ مي شود و در نتيجه يك منطقه ي لكه لكه اي سفيد و رنگي بوجود مي آيد .
نقاشانِ آبرنگ كار اغلب از اين تكنيك براي نقاشي ابرها ، امواج عظيم و موج هاي كوچك آب يا بافت روي صخره ها و ديوارهاي سنگي استفاده مي كنند اما امكان استفاده از اين روش ها براي ديگر طرح ها و نقاشي ها هم وجود دارد و به ويژه براي ديگر آثار نقاشي تركيبي چون آكريليك و جوهر هم بسيار مناسب است .

روانشناسان به طرق مختلف درباره کودکان تحقيق کرده اند که يکي از مهمترين آنها تجزيه و تحليل نقاشي هاي کودکان است. نقاشي، کودک را در مراحلي که حواث اطراف خود را دسته بندي و عرضه مي کند و روند تکامل يافته اي را از زمان خط خطي کردن ساده تا زماني که خطوط معني دار و مبتني بر قوانين پرسپکتيو و شالوده منطقي را رسم مي کند مي توان چيزي شبيه خواب و رويا معني کرد. نقاشي مانند خواب و رويا به کودک فرصت مي دهد اطلاعات و اعمالي را که از دنياي بيرون کسب مي کند از هم جدا و سپس آنها را دوباره تنظيم کند.
در نقاشي همانند خواب و رويا کودک خود را از ممنوعيت ها رها کرده در حالي ناخدا آگاهانه درباره مسائل، کشفيات و مشکلات و دلهوره هايش صحبت مي کند. به همين دليل اگر آموزش نقاشي را بر پايه تصحيح نقاشي قرار دهيم در آن به کودکان از سنين پايين کمترين کپي و تقليد کردن از مدل را بياموزيم مرتکب اشتباه شده ايم. در نقاشي کودک خطي که بر تصوير صورت برادر کشيده است يا حذف شدن، به کارگيري رنگ خاص، از ميان بردن يا بيش از حد بزرگ جلوه دادن بعضي حوادث، همگي حکايت از نشانه ها و علائمي مي کند که داراي معاني روشن هستند و بزرگسالان با کمي شناخت و دقت قادر به مشاهده و تعبير آن مي شود.
کودک يک ساله مداد را در دست مي گيرد ولي به سهولت نمي تواند روي کاغذ خط بکشد.مداد را روي کاغذ مي کوبد و سرانجام کاغذ را پاره مي کند). کراني و مارتين مي گويند: « توانايي ترسيم خطهاي افقي قبل از خطهاي عمودي ظاهر مي شود (
-کودک 18 تا 20 ماهه موفق به کشيدن خط مي شود.
- در 2 سالگي خطهاي دايره اي يا زاويه دار ظاهر مي شود.
- در 2 سال و نيمي به علت افزايش قدرت عضلات، وقتي خطي را رسم مي کند با چشم مراقب است که خط از محدوده تعيين شده خارج نشود.
- در 3 سالگي فقط لذت بردن از حرکت يا فشار مداد روي کاغذ نيست، بلکه مايل است احساسات دروني خود را که در ارتباط با تجربه هاي زندگي کوتاه است را بيان کند. در 3 سالگي خطهاي عمودي را بيشتر از افقي رسم مي کند. خط عمودي بيانگر اظهار وجود کودک است و توسعه آن نشان مي دهد کودک از وجودش آگاه است. در اواخر 3 سالگي شروع به کشيدن اشکالي شبيه خانه يا خورشيد مي کند.
- در 4 سالگي خط نگاري هاي او جمع مي شود و حتي براي بزرگسالان نيز معنا پيدا مي کند.
- در 5 تا 6 سالگي امکان دستيابي کودک به درک حروف الفبا يا نوشتن که بيشتر از رسم و نقاشي جنبه آموزشي دارد، فراهم مي شود.
رنگها:
بين نقش رنگ و زندگي عاطفي کودک با در نظر گرفتن دوران تکاملي او يک حالت متوازي است.
- 3 تا 6 سالگي کودک بيشتر تحت تأثير فشارهاي دروني است، بنابراين علاقه وافري به استفاده از رنگ دارد و آن را مقدم بر شکل ظاهري مي داند ولي به تدريج که سن او بالا مي رود از وابستگي اش به رنگ کم مي شود و علاقه او به تقدم شکل بر رنگ فزوني مي يابد.
- هر قدر کودک کوچکتر باشد رنگ هاي زنده تر را به کار مي برد. در کودکستان کودکان ترجيح مي دهند رنگ هاي گرم و تند استفاده کنند و فقط کودکاني که در خانه تحت نظارت شديد هستند رنگ هاي سرد را انتخاب مي کنند که علت اصلي به مشکلات عاطفي و رواني مربوط مي شود.
- فقدان رنگ در تمام يا قسمتي از نقاشي نشانگر خلاء عاطفي و گاهي دليل بر گرايش هاي ضد اجتماعي است.
- کودکان سازگار در نقاشي هايشان به طور متوسط از 5 رنگ مختلف استفاده مي کنند.
- کودکان گوشه گير يا آنها که ارتباط با دنياي خارج را دوست ندارن از يک يا دو رنگ بيشتر استفاده نمي کنند.
- علاقه واقعي کودک به رنگ زماني شروع مي شود که او سعي در کشيدن شکلهايي مي کند. اين مرحله تا 7 يا 8 سالگي به درازا مي کشد. کودک براي استاده از رنگ ها فقط تحت تأثير احساسات خود قرار دارد. مثلا ممکن است چمن را بنفش بکشد چون هم مي خواهد چمن را نشان دهد و هم از رنگ بنفش خوشش مي آيد.کودک در حين بزرگ شدن به تدريج ارتبازط ميان اشيا و رنگ حقيقي آنها را درک مي کند، ولي بدو امر اين موضوع فقط در مورد چيزهايي است که برايش ارزش عاطفي دارند؛ مثلا اگر مادرش موهاي بور داشته باشد هر زني را که مي کشد موهايش را بور مي کند زيرا اين رنگ برايش انباشته از نيروي عاطفي است.
نماد رنگها:
رنگ ها تحت تأثير عوامل جسمي و رواني و در فرهنگ هاي مختلف داراي معاني خاصي است. در قبايل موزامبيک رنگ سياه رنگ خوشي و شادي و قرمز تقريباً در همه جا معناي قدرت را القا مي کند, زيرا با خون که به معناي زندگي است هم رنگ است.
در مذهب اهالي تبت و مردم مسيحي نماد عفت و پاکي زنانه، رنگ آبي است که نشانه صلح نيز هست. در کابوکي ژاپن رنگ قرمز نشانگر شيطان و ابليس، رنگ سفيد و طلايي مخصوص رهبانيت الهي است. رنگ زرد نشان دهنده شادماني است، رنگ آبي نشانگر ترس و غم و رنگ سبز نشانگر بوالهوسي است.
از نظر رواني 2 گروه رنگ هاي گرم ( قرمز، زرد و نارنجي ) و رنگ هاي سرد ( سبز، آبي و بنفش ) با هم تفاوت عميق دارند. رنگ هاي گرم تحريک کننده، سبب فعاليت و جنب و جوش، الهام دهنده روشني و شادي زندگي و مولد حرکت هستند. در حالي که رنگ هاي سرد حالت هاي انفعالي، سکون، بي حرکتي و تلقين کننده غم و اندوه هستند. رنگ هاي خنثي ( خاکستري ) مبين درونگري، استدلال، خودمختاري و حمله وري و تمايل به آغشته سازي است.
رنگهاي سرخ در ابتدا مورد توجه کودکان خردسال است. بعد ها مبين فعاليت هاي غير دوستانه و پرخاشخويي مي شود.
آنها که قواعد و قوانين را به درستي قبول ندارند ولي مي کوشند تا خود را با آن منطبق کنند و ديگر آنها که از نظر رشد و تکامل به مرحله درک قوانين و قواعد اجتماعي رسيده اند و مي کوشند در عمل آنها را به کار برند, از آبي استفاده مي کنند.
رنگ سياه منع، ترس، تشويق، وسواس و اضطراب است. رنگ نارنجي آرامش و خوشي را به ياد مي آورد.
رنگ سبز گوياي عکس العمل عليه نظام هاي خشک و طاقت فرساست. رنگ بنفش تمايلات درهم و برهم و نامتجانس را نشان مي دهد.
موضوع نقاشي و شخصيت کودک:
کودک با تمام وجود و شخصيت ذهني و عاطفي خود نقاشي مي کند. موضوعاتي که در نقاشي کودکان ديده مي شود آدم، خانه، درخت، خورشيد، ماه، حيوانات و خانواده است.
شکل آدم:
هنگامي که کودک شکل آدمي را مي کشد پيش از هر چيز شکل خود يا درکي که از بدن و تمايلات دارد را بيان مي کند. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال بسياري وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد. اگر اگر آدمک مثلا در اندازه اي خيلي کوچک يا در گوشه اي از کاغذ کشيده شده باشد به معناي آن است که کودک خود را کم ارزش و از ديگران پايين تر مي داند. اگر اين کم بها دادن به خود در چند نقاشي کودک ادامه پيدا کرده باشد نشانگر خجالتي بودن اوست که ممکن است تا حد تمايل به ناپديد شدن نيز پيش برود. در نقاشي فقدان دست و بازو نيز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنيت است.
کودکاني که خود را بالاتر از بقيه مي دانند آدمک هايي با اندازه بزرگ رسم مي کنند. اين نوع نقاشي مخصوص کودکاني است که اختلال عاطفي دارند يا به طور معمول کودکاني هستند زودرنج و حساس که هميشه فکر مي کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.
خانه:
خانه نماد پناهگاه و هسته اصلي و گرمي خانواده است که ممکن است مورد علاقه يا تنفر کودک باشد.
- زندگي سعادتمند در خانه باغچه، گل، درهاي بزرگ، پنجره و دودکش بخاري را مي کشد، خانه خانه با حالت دلباز عرضه مي شود.
- خانه بدون در ورودي در 5 تا 8 سالگي نشانه خجالتي بودن کودک و وابستگي شديد به مادر، بعد از 8 سالگي نشانگر احساس خود کوچک بيني و تنهايي کودک در نوجواني نشانگر شرم و حياي زياده از حد و داشتن احساسات رقيق است. هنگامي که پدر و مادر جدا شده باشند خانه به دو قسمت تقسيم مي شود و اغلب داراي دو در ورودي است که يک قسمت از خانه نماد زندگي خانوادگي واقعي و در ديگر نشانه زندگي تحميل شده به کودک است.
- خانه به صورت قصر به منزله پناهگاهي مطلوب است.
- خانه به صورت زندان نشانگر فشارهاي خانوادگي و ناسازگار و از هم پاشيده است.
- کوچه امکان خارج شدن از خانه و محيط محدود خانواده و بالاخره از خود بيرون آمدن است.
- جاده به صورت پيچ وخم مبين مشکلات در برقراري ارتباط با ديگران است. خيابان هاي باز و عريض شادي و صداقت را نشان مي دهد.
- کوچه تنگ و بسته کمبودهاي عاطفي را القا مي کند.
- افراد پويا و خيالپرور بيشتر به ترسيم امواج دريا يا پرندگان مي پردازد.
درخت:
براي تحليل نقاشي درخت بايد 3 قسمت آن مشخص شود: ريشه، تنه و شاخه ها و برگ ها.
ريشه درخت در زمين فرو رفته و درخت را تغذيه مي کند نماد نا خداگاه نشانه هاي دروني است.
تنه بيانگر مشخصات دائمي و عميق پايدار شخصيت است. شاخه ها و برگ ها بيانگر طريق ارتباطي کودک با دنياي خارج است.
بچه ها در سنين پيش دبستاني تنه درخت را بلند ترسيم مي کنند ولي پس از اين سن بلند بودن درخت نشانگر عقب افتادگي فکري يا بيماري عصبي يا آرزوي بازگشت به دنياي دوران کودکي پيش از مدرسه است.
تنه درخت اگر کوتاه کشيده شود نشانگر جاه طلبي و بلند پروازي کودک است. تنه درخت اگر کج کشيده شود نشانگر عدم ثبات کودک است و تنه صاف نشانگر ثبات فکري کودک است . برگهاي زياد و درهم بيانگر شخصيت در خود فرو رفته کودکي است که آمادگي تغيير و تحول ندارد.
درختي که شاخه هاي آن به هر سويي کشيده شده اند ( درختي که شاخه هاي فراوان دارد ) نمايانگر حساسيت شديد کودکي است که مسائل را به سادگي مي فهمد و قادر به ارتباط با ديگران است و در عين حال به راحتي مي تواند خود را با محيط سازگار کند.
خورشيد و ماه:
تصوير خورشيد بيانگر امنيت، خوشحالي، گرما، قدرت و به نظر برخي نماد پدر مطلوب است.
خورشيد به طور کامل در حال درخشيدن نشانگر رابطه خوب پدر و کودک است.
خورشيد پشت کوه نشانگر ارتباط نا مطلوب پدر با کودک است.
خورشيد به رنگ قرمز تند يا سياه نشانگر ترس کودک از پدر است که مضطرب کننده است.
طرز کشيدن به حال و حوصله لحظه اي کودک نيز بستگي دارد. بايد پي در پي در نقاشي هايش باشد تا بتوانيم درباره او قضاوت کنيم.
ماه بيشتر نشانگر نيستي است زيرا او زماني که خورشيد يعني نماد زندگي ناپديد مي شود ظهور مي کند. بسياري از کودکان ماه را در نقاشي هايي که از قبر و قبرستان مي کنند به کار مي گيرند.
مراحل تكاملي چهره نگاري:
در ابتدا اشيا از نظر كودكف فقط خانه و آدمك است. در 3 تا 4 سالگي كودك سعي مي كندتصوير شخص يا اشخاص را بكشد.اين تصاوير شامل يك دايره بجاي سر،و در اطراف آن چند خط به عنوان بازوها و پاها است. علت ساده بودن نقاشي در اين سنين ناشي از عدم شناخت تكنيك نقاشي نيست، بلكه اين درست همان تصويري است كه كودك از بدن در ذهن دارد.كودك در سالهاي اول زندگيش هنگام كشيدن آدمك بدن را فراموش ميكند، زيرا به نظر او وظيفه و عمل بدن مهم نيست.بعد از اين مرحله كم كم در داخل دايره، دو چشم بزرگ نمايان مي شود. مرحله بعدي گوشهاست كه خيلي بزرگ هستند.
در 6 سالگي تصوير كودك از بدن خود در مغزش كاملتر است و داراي 2 دست و گردن است كه در انتهاي بازو قرار گرفته اند. بلندي آدمك معمولاً 4 برابر پهناي آن رسم مي شود. 10 سال طول ميكشد تا كودك بتواند تصوير كاملي با تمام اعضا و حركات بدن رسم كند. به گفته گودينف، اصولاً نقاشي آدمك نشانگر پختگي فكري كودكان است.
تکنیکها و سبکها
نقاشی با مداد رنگی
در تکنیکهای نقاشی با مداد رنگی میتوان تنها از سه رنگ اولیه استفاده کرد، یا تعداد رنگهای بیشتری را به کار برد. حتی عدهای از جعبه مدادهای ۷۲ رنگی استفاده میکنند.
سبکهای مختلفی برای کار با مداد رنگی وجود دارد، از جمله سبکهای زیر که دو سبک نخست در میان نقاشان رایجتر هستند
· شیوه خطی: در این شیوه اثر با استفاده از خطهایی در جهتهای مختلف شکل میگیرد. این خطها میتوانند کنارهم، روی هم، متقاطع و … باشند. هنرمند با تنظیم این خطها سایه-روشن، درجات تیرگی-روشنایی و کنتراستها را خلق میکند.
· شیوه سایهپردازی: در این شیوه خطهایی که با مدادرنگی رسم میشوند کاملا برهمنهاده و محو میشوند تا رنگ آمیزی اثر پیوسته شود. به این ترتیب سایه-روشن، درجات تیرگی-روشنایی و حجمها شکل میگیرند.
· شیوه خراش
· شیوه شیاراندازی
· شیوه سفید کردن
در نقاشی میتوان مدادرنگی را با دیگر وسایل نقاشی مانند آبرنگ، ایربراش و «ماژیک محو کن» ترکیب کرد. مداد آبرنگی نیز ابزار دیگری برای این کار است.
مداد آبرنگی
مداد آبرنگی نوعی از مداد رنگی است که میتوان با قلمموی نقاشی مرطوب رنگ آن را مانند آبرنگ روی کاغذ پخش کرد.
ویژگی نقاشی با مداد آبرنگی این است که اثر هم حالت آبرنگ را دارد، و هم ردّ مداد رنگی دیده میشود. ![]()
نقاشی با مداد رنگی و نقش آن درخلاقیت کودک
|
بازیهای خلاقه وسیله غیر کلامی برای بیان احساسات و علاقه کودکان می باشند. کشیدن یک نقاشی یا تصویر آدمک می تواند آرامش و لذت را برای کودکان فراهم آورد و آنها را از فشارها رهایی بخشد. نقاشی باعث تقویت قدرت خلاقه و نیروی ابتکار کودک می شود. کودک در سن 1 ـ 2 سالگی با مداد و یا خودکار شروع به خط خطی کردن می کند. کودک مداد و یا خودکار را در مشتش محکم گره کرده و با فشار و با شتاب و بدون هدف فقط خط خطی می کند. کودک از اینکه می بیند با حرکت دست او و فشار مداد بر روی کاغذ اثری روی آن باقی می گذارد خیلی خوشحال شده و به لحاظ درونی احساس لذت واقعی و درونی به او دست می دهد. یک کارشناس در این باره می نویسد:
|
کودک و نقاشی
اولین وسیله اموزش
یکی از راهها و وسایل پرورش کودکان که معمولا کمتر مورد توجه قرارمی گیرد ولی قبل ازهروسیله وپیش ازهر چیزدیگرمی تواند به اموزش کمک کند نقاشی است.رنگ وتصویربیش ازهرچیزدیگرذهن بچه را متوجه خود می کندودرعین حال وسیله ای است که بچه قبل ازهرچیزمی تواند به خلق ان بپردازد.برای درک رنگ وتصویرکافی است که چشم بببیند وبرای خلق ان کافی است که بچه دست در رنگ کند وان رابر درودیوار یا روی هر چه که دم دستش باشد حتی به سروصورت ولباس خود بمالد.اگر نقاشی عمیق ترین وسیله اموزش کودک نباشد میتوان گفت یکی ازمهمترین واولین وسیله اموزش اوست. ![]()

كودكان و هرگونه فعاليتهاي خلاقه ديگر در كودكان، حس تسلط، لذت بصري و حركتي، ايجاد نظم ذهني ابتدايي و مهمتر از همهي اينها حس بسط اجتماعي و ارتباط با ديگران را سبب ميشود، نهايتاً اين كه متخصصان تعليم و تربيت هنر كودك، هدف آنها را «آفرينش دنياي نمادين» ميپندارند.
زبان كودكي را شامل اشارهاي، بيان تجسمي، نمونهپردازي و حركات ژست و بهكار بستند اعمال ميداند. همچنين او اظهار ميدارد كه آرزوي كودك اين است كه بتواند آنچه را كه احتياج به گفتن دارد به وسيلهي رنگ و خطوط توصيف كند.
حال سؤال اين است كه ويژگيهاي مذكور كه در هنر كودكان نهفته است، شامل «هنر بودن» ميگردد ياخير؟
اولين گروه از هنرمنداني كه به نقاشي كودكان توجه كردند، اكسپرسيونيستهاي متقدم بودند. آنان به دليل نزديكي روحي و نوع كاركرد هنريشان در اواخر قرن نوزدهم به هنر كودكان بهطور جدي اهميت دادند. خصايصي كه در نقاشي كودكان وجود دارد و برخي از آن ويژگيها كه در مكتب اكسپرسيونيسم حضور دارد![]()
نقاشی کودکان و شیوه های برخورد آن
نقاشي كودكان وشيوه هاي بر خورد با آن
كودكان دنياي پيچيده اي دارند و ما بزرگترها علي رغم اينكه فكر ميكنيم آنهارا به خوبي ميشناسيم كاملآ دچار هستيم .آنها همواره دوست دارند محيط اطراف خود را بهتر بشناسندمدام از ما بزرگترها جواب هزاران سوالي كه در ذهنشان است را ميخواهند در حالي كه نميدانند ما بزرگترها به دلايل زياد از جمله نادرست بودن بسياري از شيوه هاي آموزش ،ازجواب دادن به آن سوالات خلاقانه عاجزيم اين است كه جوابهاي سطحي ما به آن سوالات قانعشان نميكند وهمواره دوست دارنداز بالا به اتفاقات محيط زندگي نگاه كنند و آن را تجزيه وتحليل كنند اين مقدمه شايدبرگي باشد از مثنوي هزار صفحه اي برخورد درست با رفتارهاي ويژه كودكان بودعمل كردن به آن براي هر معلم با تعهدينه تنها واجب بلكه ضروري است زيرامسائلي كه درسيستم آموزش ما بود و ما به راحتي آن را از مسئولان آموزشي مدارسمان قبول ميكرديم ديگر براي نسل جديد قابل قبول نمي باشد. ما به عنوان معلم وظيفه داريم باديدي نوبه دنياي كودكان نگاه كنيم زيرا ديگر تفكري كه دوست داشت نسل آينده را درشرايطي پرورش دهد كه به قول خودش ميخواست از آنها انسانهايي رام وسر به زيربسازد قطعآ محكوم به شكست است شايد اين مسكن به كالبد كلاس ، اثري زود گذر داشتهباشد وبراي مقطعي كوتاه سكوت وآرامش كودكان نمان را در پي داشته باشد اما همكاران محترم بدانيد كه اين آرامش آتش زير خاكستر است و منشاء بسياري از ناملايمات اجتماع ميباشد پس اميد ميرود معلمان عزيز با ديدي بسيار بازترازاكنون به مسائل نگاه كنند باشدكه درآينده شاهد توليد انسانهايي سالم ازلحاظ روحي ورواني باشيم متاسفانه بسياري ازوالدين ومعلمان ضرب المثلهاي گذشته مانند (( تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو نر ))و (( چوب معلم گله هركي نخوره خله)) را دستاويز رفتارهاي خود قرار داده اند و همين به دانش آموزان هم سرايت كرده و براي آنها اين طور جا افتاده كه حتمآ بايد معلم يا پدر و مادر خشن باشند تا آنها بسياري از قوانين ابتدايي را رعايت كنند اما افسوس ،اي كاش ما بارفتاري درست تر به آنها احترام به قوانين بدون خشونت خارجي را ياد ميداديم البته اين ميسر است ، تنها با تعديل رفتار خودمان قطعآ به آن جا كه اين رفتارهاي سالم را از دانش آموزان ببينيم فاصله اي نداريم فقط اگر خود بخواهيم.
|
|
|
|
برای نقاشی چی بکشم؟
هدف از آموختن نقاشی به کودکان
منبع: ماهنامه آموزشی -اطلاع رسانی کودک
کودک شیرخواره، قبل از اینکه موجودی لمس کننده باشد، نگرنده است. میان سالهای 3 تا 7 سالگی، در کودک، بیشتر فعالیت چشم، شناسایی محیط اطراف است. همین که کودک در اتوبوس کنار مادر خود می نشیند، نه تنها از دیدن اشیاء و صحنه هایی که با تعجب به آنها نگاه می کند لذت می برد، بلکه حرکت وسیله نقلیه، تصاویری را به وجود می آورد که او را جذب می کند. کم کم کودک ترجیح می دهد که از راه خط کشیدن و بطور کلی نقاشی، افکار و احساسات خود را بیان کند.
هدف از آموزش نقاشی، این نیست که کودکان نقاش بار آورده شوند. این نکته مسلم است که هر یک از کودکان دارای استعدادهای نهفته ای هستند که شاید خود و حتی نزدیک ترین کسان شان از وجود آن ها، بی خبر باشند.
هدف آن است که این استعدادهای خفته، بیدار و آشکار شوند و چشم و گوش کودک نسبت به محیط و طبیعتی که در آن زندگی می کند، بازتر شود.
کودکان، در درجه اول باید انسان هایی باشند که استعدادهای خود را بشناسند و از امکانات خود، بهترین بهره را گرفته و فردی موفق بار آیند.
|
نوشته شده توسط نسرين سقايي : راههاي بسيار متفاوتي براي آموزش نقاشي كودكان وجود دارد. بهترين كار در قدم اول تفكيك گروههاي سني است. زيرا تفاوت سن يعني تغيير باورها، خيالها و روياها. مثلا باور و شناخت يك كودك 6 ساله از دنيا، با يك كودك 11 ساله متفاوت است. راههاي بسيار متفاوتي براي آموزش نقاشي كودكان وجود دارد. بهترين كار در قدم اول تفكيك گروههاي سني است. زيرا تفاوت سن يعني تغيير باورها، خيالها و روياها. مثلا باور و شناخت يك كودك 6 ساله از دنيا، با يك كودك 11 ساله متفاوت است. بهترين سن آموزش نقاشي
|
نقاشی با مداد رنگی و نقش آن درخلاقیت کودک
|
بازیهای خلاقه وسیله غیر کلامی برای بیان احساسات و علاقه کودکان می باشند. کشیدن یک نقاشی یا تصویر آدمک می تواند آرامش و لذت را برای کودکان فراهم آورد و آنها را از فشارها رهایی بخشد. نقاشی باعث تقویت قدرت خلاقه و نیروی ابتکار کودک می شود. کودک در سن 1 ـ 2 سالگی با مداد و یا خودکار شروع به خط خطی کردن می کند. کودک مداد و یا خودکار را در مشتش محکم گره کرده و با فشار و با شتاب و بدون هدف فقط خط خطی می کند. کودک از اینکه می بیند با حرکت دست او و فشار مداد بر روی کاغذ اثری روی آن باقی می گذارد خیلی خوشحال شده و به لحاظ درونی احساس لذت واقعی و درونی به او دست می دهد. یک کارشناس در این باره می نویسد:
|
نقاشی کودک
شاید با اندازه تمام مربیان روی زمین راههای متفاوتی برای آممزش به کودکان وجود داشته باشد همانطور که روشهای متفاوتی برای نقاشی کردن امکان پذیر می باشد . دقیقا نمی توان گفت که چه کارهایی را باید برای آموزش انجام داد اما بعضی از رفتارها را می توان نامناسب شمرد از جمله استفاده از ابزار ، روشهای تدریس ، چگونگی برخورد و … در ابتدا می توان گفت ، سعی در تفکیک گروههای سنی برای آموزش مناسب امری درست و به جا می تواند باشد چرا که تفاوت سن ، تغییر باورها ، رویاها و خیال را نیز شامل می شود آنچه که کودک 6 ساله از جهان میداند با نگاهی که یک کودک 11 ساله از جهان دارد باوری است کاملا متفاوت.
آموزش نقاشی برای کودکان پیش دبستانی
همانطوری که تمامی مدرسان نقاشی کودکان با استفاده از تجربیات خود می دانند کودکان در این دوره از کمترین اطلاعات علمی برخوردارند بنابراین بسیاری از باورهایشان ساخته و پرداخته ذهن و خیال کودکی شان است. در این سن اکثر فضائی که برای خود می سازد فضائی تخیلی بوده و قابل لمس و رویت ما نیست. اولیت گام در جهت آموزش به کودکان این دوره سنی باور دنیای خیالی آنهاست. همه چیز در دنیای آنها برای ما توصیف شده نیست برای توصیف دنیای کودکان هیچ زبانی گویاتر از زبان خود آنان نیست بنابراین برای کشف آنان تغییرفضای کودکان امکان پذیر نیست چرا که با این تغییر آنان را از خیالهای تکرار ناشدنی این دوران دور نگه می داریم ، پس اولین گام یم آموزش دهنده کشف دنیای فردی هر کودک و رسیدن به تخیل او می باشد. بهترین سن برای شروع آموزش به کودکان از پایان 4 سالگی پیشنهاد می شود البته باز این درهمه جا صادق نیست البته این نیز حکمی قطعی نیست چرا که بعضی از کودکان شخصیت های کودکانه شان تا حد زیادی باقی استکه امکان ماندن در جایی مشخص تحت زیادی باقی است که امکان ماندن در حای مشخص تحت عنوان کلاس ، به مدت نسبتا طولانی را ندارند ویا آمادگی پذیرش آموزش در وجودشان شکل نگرفته است و یا بعضی دیگراز 3 سالگی تمایل به پذیرفتن آموزش در وجودشان حضور دارد. ( که این مورد بیشتر در دختر بچه ها به چشم می خورد) به یاد داشته باشید، آموزش نقاشی برای کودکان به روش غیر مستقیم باید باشد و به تدریج وآهسته آهسته دور شدن از واقعیت ونزدیک شدن به رویاهای عادی کودکانه که معمولا در سر می پروراننئ وسپس ایجاد فضائی مناسب در جهت بوجود آوردن رویاهای خلاق و تازه و بدیع. توانایی هر مربی در جهت بنا نمودن دنیایی خلاق و رسیدن به خودباوری کودکانه برای هر هنرجوی خردسال شاید سنجشی مناسب برای بررسی توانائی های یک مربی باشد. نقاشی یک بهانه است ، بهانه ایی برای اینکه کودک بتواند از این طریق روند تحول خلاقیت خود را طی کند. مربی از موسیقی ، تئاتر، بازی و ... و شرایط کاملا غیر قابل پیش بینی در کلاس می بایداستفاده کند تا کودک را با زبان تصویر آشنا سازد ( زمانی که نوع لغط های آن متفاوت است ) و به کودکان بیاموزد ، نقاشی گاهی تنها یک سرگرمی نیست ، نقاشی یک زبان بین المللی است برای گفتن ناگفته های خود.اولین گام در جهت آموزشی درست ، شناخت ابزارمناسب است ابزاری متناسب با توانائی های فیزیکی و تمایلات حسی کودکان.








