قصه های کودکان چگونه باید باشد

 

قصه های کودکان چگونه باید باشد

      به نام خدایی که در این نزدیکی است .

 با صد هزار جلوه کتاب را در چشم ها متجلی کنید . 

 (مقام معظم رهبری )

 قصه های کودکان چگونه باید باشد

 

1)     همخوان با احساسات و علاقه آنها باشد .نه مبتنی بر دنیای بزرگسالان .

2)     دارای ساخت داستانی مناسب کودکان باشد . انگیزه تعقیب را در کودکان ایجاد کند .

3)     طولانی و ملال آور نباشد ، کوتاه  باشد .

4)     پیچیده و دارای شخصیت های متعدد نباشد .

5)     هم خوانی فرهنگی در قصه ها رعایت شود .

6)     قصه ها نباید بلافاصله لو برود و کودک تا آخر آن حدس بزند .

7)     قصه هایی که تاثیر مثبت داشته باشدند انتخاب شود ، مثل شجاعت ، دوستی به

جای دشمنی  .

8)     حاوی واژگان فراوان نباشد همچنین جذاب باشد .

9)     کتاب قصه را کودک بپسندد( طراحی ، نقاشی ،زیبایی ظاهری )

از قصه مهمتر کسی که قصه را می گوید می باشد . تمرین ، تسلط ، دوست داشتن قصه و قصه گویی و شناخت دنیای کودک از ضرورت های کار قصه گویی است .

شرایط قصه گو

1)     قصه را خوانده باشد و زیر و بم های قصه و فضای مناسب کلامی را بداند .

2)     قصه ای که خودمان دوست داریم را بگوئیم کودک از خطوط و چهره قصه گو بی علاقه گی را

 می فهمد .

3)     از فضای قصه بیرون نرود ( قطع قصه ،گفتگو یا خوردن )

4)     صبور و با حوصله باشد (شتاب برای تمام کردن ، پاسخ سئوالات دانش آموز ندادن )

5)     حرکات قصه گو و صدایش خیلی مهم است .

6)     تکیه کلام نا به جا نداشتن . 

7) رابطه عاطفی برقرار کردن .

8) لحن و حرکات قصه گو وقتی به پایان قصه نزدیک می شود باید آرامش بخش باشد .

9) قصه گو دارای لکنت زبان نباشد .و تو دماغی صحبت نکند .

10) آراستگی ، ظاهر و لباس قصه گو باید مطلوب باشد .

  * قصه های تصویری برای روز و قصه های بدون تصویر برای شب مورد نیاز است .*

از قصه های دنباله دار برای پرورش تخیل و صبوری بچه ها استفاده می شود .

روش های قصه گویی 

1)     قصه خوانی : جهت واژه آموزی و تشویق کودکان به کتاب و کتاب خوانی تکیه بر متن است و در

 قصه گویی تکیه بر حافظه

2)     قصه گویی ساده : وقتی قصه را بیان می کنیم نگاهمان ارتباط برقرار می کند ( ارتباط چشمی)

3)     قصه گویی همراه با پرده خوانی : همراه با تصویر ، اسلاید ،تابلو یا همراه با کارت

 مثل نقاشی ،تعزیه خوانی 

 

   4)  قصه گویی همرا با تقلید صدا :صدای زیر برای کودکان و زنان و صدای بم برای مردان و بزرگسالان

  5)  قصه گویی همراه با تقلید کلمات : 

  الف) تقلید حرکات بدون تغییر صدا یعنی با صدای خودش

 ب)  تقلید حرکات با صدای حیوانات یا هر چیز مورد نظر

   6) قصه گویی همراه بازیگران : 

             الف) بازیگران آشکار  

             ب) بازیگران پنهان

  یک وقت به صورت نمایش آشکار است . داستان را اجرا می کنیم بازیکنان را یکی یکی معرفی

می کنیم

  شنگول و منگول ، راوی قصه را بیان می کند بازیگران به نوبت می آیند .

  یک وقت بازیگران پنهان ،بازیگران معرفی نمی شوند راوی قصه را می گوید ناگهان از وسط ،

 مثلا وقتی  گفت : (پدر بزرگ گفت ) نقش آن رااجرا می کند .

در پایان از توضیح یا توصیف آن بپرهیزید چون این کار خلاقیت ، تفکر و کشف را از کودکان می گیرد .

نقش و تاثیر قصه در  کودکان

1) انتقال مفاهیم : قصه به دلیل کشش و زیبایی و انگیزش کنجکاوی می تواند بسیاری از مفاهیم

 علمی ،طبیعی و حتی معنی و مفهوم واژگان را به دنیای کودک منتقل کند ( به روش غیر مستقیم  که

 پر جاذبه تر و سریع تر می باشد .

2)  انتقال ارزشها : مثل راستگویی ، دوستی ،کمک به دیگران .

3)  اصلاح رفتار ها : چون در قصه ها همسان سازی و انطباق با قهرمان یا قهرمانان قصه فراهم 

 می شود .

    اصلاح رفتار سریع  تر و بهتر و طبیعی تر اتفاق می افتد .

4)  تقویت خلاقیت : پس از شنیدن داستان خود به داستان گویی می پردازد یا برای

 اسباب بازی نمایش می دهد .

5) تقویت حس کنجکاوی : به دلیل زنجیره ای بودن اتفاقات کود را وا می دارند که به

تعقیب حوادث بپردازد .

6) زبان آموزی : وقتی پرسش می کنیم پاسخ می دهد با واژگان تازه آشنا می شود پرسش از

  (نام قصه ،  قهرمان قصه نام ها و اصطلاحات موجود در آن ، واژگان و ضرب المثل ها )

7) تعامل اجتماعی : وقتی قصه تعریف می کند موجب برقراری ارتباط و سخن گفتن می شود

خصوصا برای افراد کم رو و انزوا طلب بسیار کارا و موثر است .

8) پیوند فرهنگی : عامل انتقال میراث فرهنگی و پیوند میان امروز و گذشته اند قصه ها پلی هستند

که کودکان امروز به ژرفای گذشته می برند .

9) پرورش قدرت تخیل : با قدرت در داستان دخل و تصرف می کند یا داستانی بر همان مبنا

می سازد .

کودکان را با برخی از عناصر داستان  آشنا کنید مثل قهرمان یا شخصیت های داستان ، محل ،

 مکان ، زمان داستان حتی در سالهای پایانی دبستان با اوج داستان ، حوادث و حتی راوی آن .

روش های شعر  خوانی برای کودکان

1) روخوانی شعر : از روی کتاب خوانده می شود برای التذاذ .

2) شعر خوانی : از حفظ یا بهره گیری از حافظه در این نوع ارتباط بهتر و صمیمی تر است چون

 بدون واسطه  است .

3) روش استفاده از نوار : با نوار و موسیقی ، متن از نوار کاست خوانده می شود .

4)روش خواندن جمعی : گروهی از دانش آموزان ، یا گروهی از دانش آموزان همراه با معلم یا

همه  دانش آموزان همراه با معلم می خوانند .

5) خواندن شعر همراه با دکلمه معلم : دانش آموز ، پدر و مادر و..............با بهره گیری از

 حرکات سرود را عرضه می کنند .

6) اجرای شعر به شیوه ی نمایش : این شیوه به ویژه برای قصه های منظوم مناسب تر است

7)خواندن شعر به شیوه ی سرود و ترانه : شعر با صدای خوش بدون موسیقی یا

همراه با موسیقی خوانده می شود ، می توان از چند روش توامان بهره گیری کرد مثلا شعر را

با نوار کاست برای کودک عرضه کرد ، در همان موقع باخط خوش ومناسب شعر را در معرض دید

او قرار داد سپس دسته جمعی به خواندن مجدد آن پرداخت . هر چه کودک در جریان شعر خوانی 

 حضور بیش تر داسته باشد بهتر و سریع تر و عمیق تر  شعر را درک ، دریافت و حفظ می کنند .

گروه آموزشی ابتدایی مازندران  

چگونه کودکانی با شخصيت تربيت کنيم؟

چگونه کودکانی با شخصيت تربيت تربيت کنیم ؟

والدين ضمن اين که مقداری از خصايص خود را به فرزندانشان بطور موروثی منتقل می کنند، بايد بکوشند شخصيت آنها را طوری شکل دهند که آنان به آسودگی با محيط اطراف و مردم اجتماع خويش سازگاری بيابند و در زندگی روزمره خود دچار مشکلات اساسی نباشند؛ البته اين موضوع حائز اهميت است که از يک پدر و مادر دارای شخصيت متعادل اجتماعی انتظار می رود فرزند را از مراحل اوليه تولدش چنان پرورش دهند که در تمام مراحل زندگی دارای شخصيتی انسانی و روحيه متعادل روانی باشد. ما در اين مطلب نيز به مواردی که می تواند در رشد و تکوين شخصيت کودک تاثير بگذارد اشاره می کنيم، اميد است مفيد واقع شود.

****

شخصيت از ديدگاه علم روان شناسی به اين شکل تعريف شده است؛ شخصيت عبارت است از کل خصوصيات انسان، پس همه افراد در هر سن و موقعيتی دارای شخصيت هستند. به گفته پاره ای از روان شناسان شخصيت از ابتدای تولد تا خاتمه عمر در حال شکل گرفتن و تکامل است و به همين دليل، هيچ گاه نمی توان از آن بعنوان حالتی ثابت و غيرقابل تغيير سخن گفت، در رشد و تکامل شخصيت کودک، عوامل زيادی موثرند و ميزان تاثير اين عوامل به ميزان توانايی کودک به درک اهميت اين عوامل در ارتباط آنها با خودش بستگی دارد.

رشد شخصيت در کودک از 2 سالگی به بعد آغاز می شود. در ماههای اوليه زندگی يک طفل، رشد چشمگير شخصيتی او قابل توجه است، البته اين سرعت رشد در کودکان مختلف متفاوت است.

  • کودک شخصيت دارد.

انسان خواه خردسال يا بزرگسال، به خود و شخصيت خويش علاقه مند است. می خواهد همواره مورد احترام ديگران قرار گيرد. شخصيت او خواه در محيط خانه يا مدرسه يا اجتماع محفوظ باشد. اين علاقه به حفظ شخصيت در تمام افراد اجتماع ديده می شود. شخصيت طلبی جزو ذات هر انسانی است و همه به آن پايبند هستند.

هرگز نبايد گمان کنيم کودکان کم سن اين گونه چيزها را نمی فهمند و به آن توجهی ندارند؛ بنابراين بايد بپذيريم کودکان هم به نوبه خود مقام و احترام و شخصيتی دارند و بزرگ ترها بخصوص والدين بايد اين شخصيت را محترم بشمارند. و در حضور دوست و همکلاسی آبروی او را نبرند و به او توهين و جسارت نکنند.

اسلام نيز در جمع قوانين خود شخصيت و احترام همه مسلمانان بويژه کودکان را محفوظ داشته است.

در بسياری از روايات اسلامی به بزرگسالان تاکيد شده است شخصيت کودکان را رعايت کنيد و هر گاه که بتوانيد بايد شخصيت کودکان را رشد و تعالی بخشيد. بزرگسالان بايد در رفتارشان با کودکان دقيق باشند و بکوشند شخصيت فرزندان را رعايت کنند و نبايد به عناوين گوناگون آنان را کوبيد يا پرده دری کنند و با نگهداشتن حيثيت و مدارا کردن در پرورش و تربيت آنان گام های موثری بردارند.

  • پدر و مادرها الگو هستند.

اگر پسری صاحب پدری با شخصيت، مومن و انديشمند و اجتماعی باشد و اگر مشاهده کند که همه به خاطر مقام والا و سجايای اخلاقی که در پدرش مشاهده می شود به او احترام می گذارند، بدون شک او نيز سعی خواهد کرد همسان پدر شو. دخترها نيز به همين ترتيب هستند. آنها بسياری از کارهای مادرشان را تقليد می کنند و مادری که دارای رشد شخصيتی مناسب و خوبی باشد دخترش نيز فردی همچون او خواهد شد. البته تاثيری را که محيط و توارث در رشد شخصيتی دارد نبايد از ياد برد. تجربه نشان داده است بچه ای که پدر و مادرش، آدم های بسيار خوب، بامحبت، پرهيزکار و مورد احترام جامعه بوده اند. وقتی در محيط بد و نامناسب بزرگ شده اند، تمام صفات خوب ايشان را از ياد برده و در عوض آنچه را از اطرافيان آموخته بودند در زندگی خود ملاک عمل قرار داده و به کار گرفته اند. اين نکته حائز اهميت است که کودک در سنين آغازين و تا رسيدن به مراحلی از تکوين و رشد شخصيت همچنان پدر و مادر و معلم خود را الگو و نمونه برای عمل خود قرار خواهد داد.

  • چگونه کودک را با شخصيت بار آوريم.

بسياری از والدين پيوسته می پرسند رفتار مناسب با کودک بايد چگونه باشد تا شخصيت بطور مثبت در او رشد و نمو کند. در اينجا ما مواردی را که الهام گرفته از احاديث ائمه طاهرين عليهم السلام و گفته های روان شناسان است. فهرست وار مطرح می کنيم تا با اتکا به مکتب پربار اسلام در رشد صحيح شخصيت کودکان خود، توفيق حاصل کنيم.

چه بايد کرد؟

  • احترام گذاری

اساسی ترين و ثمربخش ترين راه برای رشد شخصيت کودک و برخورداری از استقلال فکری و اعتماد به نفس در زندگی احترام به اوست. کودک از وقتی به دنيا قدم می گذارد، با اولين محيط اجتماعی يعنی خانواده روبه رو می شود. او بتدريج با اعضای اين جامعه يعنی پدر و مادر، برادر و خواهر آشنا می شود.

اگر کودک از ابتدا احساس کند که در اين محيط اجتماعی کوچک احترام افراد محفوظ است، توهين و تحقير و جسارت در کار نيست، بزرگ تر به کوچکتر و کوچکتر به بزرگتر احترام می گذارد. کم کم علاوه بر اين که اهميت احترام گذاری را درک می کند، خود به خود انسانی محترم و با شخصيت نيز بار خواهد آمد.

اگر می خواهيد فرزندان به شما توهين نکند، بايد شما نيز به او توهين نکنيد. متاسفانه بسياری از پدران و مادران از اين نکته غافلند و توقع دارند فرزندشان کاملا" احترام آنان را نگه دارد، در حالی که خود هرگز به فکر احترام و شخصيت او نيستند، دائم او را سرزنش و تحقير می کنند و در برابر دوست، همکار و همکلاسی اش کوچکش می کنند. بايد بدانيم آنچه به کودک می دهيم همان را پس می گيريم.

  • واگذاری امور کوچک

کودک نيز مانند ديگران دوست دارد در خانه و محيط های ديگر، خود را عضوی فعال و موثر احساس کند. او از طفيلی بودن و سربار جامعه بودن بدش می آيد. از اين رو بايد بخصوص در محيط خانه برای او هم حسابی باز شود، به او نقشی داده و مسئوليتی به عهده اش واگذار شود تا از اين طريق احساس شخصيت کند و خود را بی اثر نبيند.

از اين رو لازم است پدران و مادران محترم، در محيط خانه بعضی کارهای ساده و جزيی را به کودکان خردسال واگذار کنند و از آنان مسئوليت بخواهند. اين عمل نقش موثری در احساس شخصيت کودکان دارد، آنها را متعهد و مسوول بار خواهد آورد و در امور زندگی ورزيده می سازد و به ترتيب در مسووليت های بالاتر نقش بهتری ايفاد می کند و تجربيات خود را به کار می اندازد.

  • رعايت ادب

برخورد مودبانه با فرزندان، اگر چه کم سن باشد نقش مهمی در رشد شخصيت و احترام فرزندان دارد. متاسفانه بسياری از پدران و مادران از اين نکته غافل هستند و به خصوص در کلام، رعايت ادب را نسبت به فرزندان خود نمی کنند.

به پدران و مادران محترم که خواهان عزت و سربلندی فرزندان خود هستند سفارش می کنيم با کودک خود همانند يک شخص محترم و يک دوست واقعی برخورد کنيد. با او با کمال ادب سخن بگوييد. وقتی می خواهيد خطا و اشتباهی را تذکر بدهيد، بکوشيد با نرمی و ملاطفت بيان کنيد؛ چرا که در اين صورت حرف شما تاثير بيشتری خواهد داشت. در حضور ديگران هرگز کودک خود را مورد توبيخ قرار ندهيد و به اين وسيله او را گرفتار عذاب روحی نسازيد. از به کار بردن الفاظ رکيک و زشت جدا" خودداری کنيد، چرا که اين روش نه تنها شخصيت و احترام خود شما را نابود می کند بلکه علاوه بر آن، کودک را نيز انسانی پست و زبون و لاابالی بار خواهد آورد.

  • لباس مناسب و زيبا

يکی ديگر از عوامل موثر در رشد و تکامل شخصيت کودک، چگونگی پوشاک را بايد نام برد. لباس های زيبا و رنگينی که بزرگسالان می پوشند برای کودک خردسال بسيار جالب و فريب انگيز است و او آرزو دارد هر چه زودتر از همان لباس ها بپوشد؛ چنانکه وقتی کودک لباس و کفش نو می پوشد فورا" به اطرافيان خود می گويد: " نگاه کنيد کفش من تازه است و.." اگر کودک لباس جالب و مقبول بپوشد در ميان دوستان خود مورد تقدير و تحسين قرار خواهد گرفت و در نتيجه احساس برتری خواهد کرد و همين احساس و تصور در رشد و تکامل شخصيت کودک تاثير خواهد داشت. والدين توجه کنند که همواره برای فرزند خود، پوشاکی تهيه کنند که مورد علاقه او و پذيرش همسالانش باشد نه اين که خودشان دوست دارند.

  • نام نيک برای کودک

روان شناسی می گويد: " نامی که هنگام تولد يا بعد به کودک گذاشته ميشود ممکن است يک خطر روانی برای او داشته باشد. " اين اصل تنها نام واقعی کودک را شامل نيست، بلکه لقب يا نامی است که والدين و اطرافيان کودک از راه محبت به او می دهند؛ مثلا" " حوريه " را " حوری " يا " حسين " را " حسی " می نامند همان تاثير روانی را خواهد داشت. از اين رو بهتر است نام کودک را از ميان نامهای معمولی و رايج هر جامعه و فرهنگ آن انتخاب کرد. کودکی که نام و لقب خود را بپسندد همواره احساس برتری خواهد کرد و بر عکس اگر از نام و لقبش خشنود نباشد، شرمسار و ناراحت خواهد شد و اين هر دو احساس در چگونگی رشد شخصيت کودک موثرند.

  • مشورت و نظر خواهی

کودکان و نوجوانان نيز همانند بزرگ ترها دوست دارند در امور مربوط به خودشان با آنان مشورت شود و آنان نيز نظر بدهند. اين کار خود موجب می شود آنان احساس شخصيت بيشتری کنند و برای نظر و رای خود ارزش و ارجی قائل باشند. والدين محترم خوب است از اين نکته غافل نباشند و حتی بدون درخواست کودک، خود به اين کار اقدام کنند و از اين راه به کودک خود شخصيت بدهند. پس از مشورت و نظر خواهی نيز    حتی الامکان نظر فرزند را عملی کنند و برای عقيده او احترام قائل باشند و اگر هم نظر ناصحيحی داشت با ملاطفت و مهربانی او را متقاعد سازند يا اين که وی را کاملا" متوجه اشتباه و خطا در فکر و آثاری که در انجام نظر او احتمالا" هست بکنند که هم او تجربه کافی را به دست آورد و هم اين که در گفتارهای آينده خود تامل بيشتر کند؛ اما اگر بدون دليل و آگاهی او را بکوبيد حتی آثار مختلفی از جمله حقارت در او تجلی خواهد کرد. طبيعی است اين برخورد ثمرات سوء در آينده خواهد داشت.

  • عدالت در ارتباط با کودک

فرزندان بايد طعم عدالت را بچشند و خوبی عدالت را لمس کنند و احساس نمايند عدالت لازمه زندگی و جامعه است. حتما" در  کوچکترين امور هم باز اجرای عدالت لازم است.

  • وفا به عهد کودک

کودک به دليل آن که تمام خواسته های خود را از طريق والدين قابل تحقق می داند و اتکای شديد به آنان دارد، پس اعتماد و توکل او بر پدر و مادر خواهد بود. يکی از عواملی که می تواند اين اعتماد را پيوسته حفظ کند و مايه قوت شخصيت و ثبات کودک باشد اين است که در عهد و پيمان خود با کودکان ( حتی سخنی که می دانند ) وفادار باشند و هيچگاه با فرزند خلف وعده نکنند و رفتارشان، خلاف گفتارشان نباشد.

  • آشنايی کودک با سختی ها

امام موسی بن جعفر(ع) فرموده است: " بهتر است طفل در کودکی با سختی و مشکلات اجتناب ناپذير حيات که غرامت زندگی هستند، روبه رو شود تا بردبار و صبور بار آيد و در جوانی و بزرگسالی اهل استقامت باشد." دانشمند بزرگ اسلامی خواجه نصيرالدين طوسی می گويد: " بايد کودک را به سختی ها معتاد کرد، از جامه نرم و اسباب راحتی باز داشت، خواب بسيار را اجازه نداد. چون مشکلات زندگی فکرشان را قوی می سازد. بعلاوه لذتی که از حل مشکل عايد ايشان می شود، بالاترين لذت هاست."

  • بوسيدن کودک

بوسه از مهم ترين نشانه های ابراز علاقه و محبت به کودک است. "بوسه" هم نشان می دهد که والدين درباره فرزندان خود مهربان و دلسوز هستند و فرزندان را از اين علاقه و محبت پدر و مادر، آگاه و خشنود می سازد و هم درخت مهر را در وجود کودکان ريشه دار می کند.

  • رفتار کودکانه با کودک

در ارتباط با کودک بايد همچون خود او، با او رفتار کند و مانند خودش با او حرف بزنند، زيرا کودک با کودکان يا انسان های کودک نما بهتر انس می گيرد و همراه می شود.

  • احترام فرزند

با فرزند بايد رفتاری مودبانه داشته باشيم و او را اکرام و احترام کنيم. فرزند نبايد در خانواده خويش تحقير و مورد بی احترامی واقع شود. تا آن که شخصيتش بطور سالم شکل گيرد. رسول خدا (ص) می فرمايد؛ " به فرزندان خود شخصيت داده آداب نيکو را در آنان پرورش دهيد. "

  • سلام کردن به کودک

کودک در عين حال که کودک است و بازيگوش، اما احترام و توجه را مدنظر دارد و سلام کردن ديگران را به خود با ديده احترام می نگرد. پيامبر خدا (ص) می فرمود: 5 چيز است که تا لحظه مرگ آن را ترک نمی کنم... يکی از آنها سلام گفتن بر کودکان است. در انجام اين رفتار مراقبت دارم تا بعد از من به صورت يک سنت ميان مسلمين بماند که بدان عمل کنند. "

روزنامه جام جم - بخش جامعه