
نقاشي كودكان وشيوه هاي بر خورد با آن
كودكان دنياي پيچيده اي دارند و ما بزرگترها علي رغم اينكه فكر ميكنيم آنها
را به خوبي ميشناسيم كاملآ دچار هستيم .آنها همواره دوست دارند محيط اطراف
خود را بهتر بشناسندمدام از ما بزرگترها جواب هزاران سوالي كه در ذهنشان
است را ميخواهند در حالي كه نميدانند ما بزرگترها به دلايل زياد از جمله نادرست
بودن بسياري از شيوه هاي آموزش ،ازجواب دادن به آن سوالات خلاقانه عاجزيم
اين است كه جوابهاي سطحي ما به آن سوالات قانعشان نميكند وهمواره دوست دارند
از بالا به اتفاقات محيط زندگي نگاه كنند و آن را تجزيه وتحليل كنند اين مقدمه شايد
برگي باشد از مثنوي هزار صفحه اي برخورد درست با رفتارهاي ويژه كودكان بود
عمل كردن به آن براي هر معلم با تعهدينه تنها واجب بلكه ضروري است زيرامسائلي
كه درسيستم آموزش ما بود و ما به راحتي آن را از مسئولان آموزشي مدارسمان قبول ميكرديم ديگر براي نسل جديد قابل قبول نمي باشد. ما به عنوان معلم وظيفه داريم با
ديدي نوبه دنياي كودكان نگاه كنيم زيرا ديگر تفكري كه دوست داشت نسل آينده را در
شرايطي پرورش دهد كه به قول خودش ميخواست از آنها انسانهايي رام وسر به زير
بسازد قطعآ محكوم به شكست است شايد اين مسكن به كالبد كلاس ، اثري زود گذر داشته
باشد وبراي مقطعي كوتاه سكوت وآرامش كودكان نمان را در پي داشته باشد اما همكاران محترم بدانيد كه اين آرامش آتش زير خاكستر است و منشاء بسياري از ناملايمات اجتماع ميباشد پس اميد ميرود معلمان عزيز با ديدي بسيار بازترازاكنون به مسائل نگاه كنند باشد
كه درآينده شاهد توليد انسانهايي سالم ازلحاظ روحي ورواني باشيم متاسفانه بسياري از
والدين ومعلمان ضرب المثلهاي گذشته مانند (( تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو نر ))
و (( چوب معلم گله هركي نخوره خله)) را دستاويز رفتارهاي خود قرار داده اند و
همين به دانش آموزان هم سرايت كرده و براي آنها اين طور جا افتاده كه حتمآ بايد معلم
يا پدر و مادر خشن باشند تا آنها بسياري از قوانين ابتدايي را رعايت كنند اما افسوس ،
اي كاش ما بارفتاري درست تر به آنها احترام به قوانين بدون خشونت خارجي را ياد
ميداديم البته اين ميسر است ، تنها با تعديل رفتار خودمان قطعآ به آن جا كه اين رفتارهاي
سالم را از دانش آموزان ببينيم فاصله اي نداريم فقط اگر خود بخواهيم. بحث از رفتار
دانش آموزان شد شايد بيراه نباشد كه گذري داشته باشيم به نقاشي كودكان شاهراهي كه
محل ارتباط كودك با دنياي خارج است ويا شايد بهتر باشد بگوييم كه دنيايي كه كودك در
آن از بسياري از مسائل دست وپا گير دنياي ما خود را رها ميبيند ( البته اگر ما دوباره نقش نظارتي خود را به آنها تحميل نكنيم ) البته روي صحبت ما بيشتر با همكاران دبستان است همكاران عزيز، ساعت هنر براي دانش آموز بايد ساعاتي آزاد باشد بايد ساعاتي باشد كه واقعآ كودك انتظار آن را بكشد معلمي
موفق است كه دانش آموزش در ساعت كلاس اواحساس رضايت كند كه خوشبختانه دانش آموز دبستان به دليل روح بسيار پاك ومعصومش اغلب اين رضايت را به زبان مي آورند و به نظر نگارنده اين لذت بخش ترين لحظه يكمعلم است. ساعات هنر براي دانش آموزان بايد ساعات آزادي باشد بايد ساعاتي باشد
كه دانش آموز خود را در آن ساعات به سان پرندهاي فرض كند كه ميتواند به هرجا
كه دوست دارد برود و پرواز كند اغلب با همكاران دبستان كه همكلام ميشويم از عدم
تسلط خود به نقاشي صحبت مكنند در حالي كه زمان آن گذشته كه معلم به دانش آموزان
مدل نقاشي بدهد و از آنها بخواهد كه از روي آن بكشند اي دقيقآ همان است كه به جاي
آنها فكر كنيم در حالي كه
هنر معلم اين است كه فكر كردن را به دانش آموز
ياد دهد نه به جاي آنها فكر كند .
ما در اين سنين با كودكاني سر وكار داريم كه هنوز حجم را در ك نكرده اند و قطعآ
نقاشي آنها هم با ذهن ما هماهنگ نيست كافي است كه با يك آفرين خيلي قشنگ شده
اعتماد او را جلب كنيم كه برايمان از عناصر موجود در نقاشي اش صحبت كند و اين
لحظه لحظه اي است كه بسياري از روانشناسان مانند فرويد و پياژه منتظرش بودن
زيرا ما از طريق صحبتهاي او در مورد نقاشي اش به بعضي مشكلات روحي ورواني اش
ويا به بعضي از مسائل كه در محيط خانه ومدرسه كه كودك را آزار ميدهد پي ميبريم
البته همكاران عزيز دقت داشته باشند كه ما قرار نيست به دانش آموزان خداي ناكرده
انگ بزنيم نه اين كار يعني نظر دادن در مورد مسائل روحي ورواني كودك قطعا كار
روانكاو است اما ما به تجربه در مي يابيم كه در نقاشي كودك (مخصوصآ كلاس اول
و دوم ) ميتوانيم زندگي كودك را ببينيم وحتي ميتوانيم با راهنمايي درست ( كه همان
دادن اطمينان آزادي، به اوست ) اعتماد به نفس وسلامت رواني را در آنها تقويت كنيم
به اين دليل گفتيم كه مخصوصآ كلاسهاي اول ودوم چون در سالهاي بعد كمي مسائل
مربوط به هر جنس در نقاشي كودكان پديد مي آيد كه طبيعي است ، مانند وارد شدن
اسلحه وتانك .. در نقاشي پسر بچه ها و گل و باغ.. به نقاشي دختر بچه ها كه اين ها
هم همانطور كه گفتيم كاملآ طبيعي است و مهم اين است كه معلم حواسش جمع باشد كه
كودك به تكرار نقاشي نيفتد واين با بكار بردن شيوه هايي از جمله دادن موضوعاتي به
آنها براي نقاشي ( البته نه تمام جلسات مثلآ 5جلسه نقاشي آزاد درانواع كاغذها با اندازه
هاي مختلف يك جلسه دادن موضوع ) ويا داستان گويي به اين صورت كه معلم داستاني
را براي آنها بازگو ميكند بعد از آنها ميخواهد كه هر جا از اين داستان را كه دوست
دارند نقاشي كنند توصيه نگارنده به همكاران اين است كه براي والدين دانش آموزان جا
بيندازند كه بهترين شيوه تدريس نقاشي همان نقاشي آزاد است زيرا ما در اين شيوه
خلاقيت را به كودكانمان هديه ميدهيم اما در نقاشي از روي مدل به كودك يك نقاشي را
ياد داده ايم اما اعتماد به نفس و خلاقيت را از او گرفته ايم واين معامله خيانتي است
به كودكان ونسل آينده مملكتمان در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه
هيچ نقاشي در د نيا با نقاشي از روي مدل معلمش نقاش نشده
وشايد هم فلسفه گنجاندن درس هنر در سنين پيش دبستاني ودبستان وحتي راهنمايي ساختن نقاش و خوشنويس نبوده اصلآ شايد هدف ساختن انسانهاي كا ملي بوده و ما به بيراهه رفته ايم
تاثیر دوره پیش دبستانی در پیشرفت دانش آموزان
تاثیر دوره پیش دبستانی در پیشرفت دانش آموزان
دوره ي پيش دبستان با دوره ي مهد كودك تفاوت هاي بسياري دارد؛ چون در دوره ي مهدكودك، كودك صرفا بازي مي كند، تغذيه مي شود و نهايتا شعر يا قصه ياد مي گيرد و بعد هم استراحت كرده و سپس آماده يرفتن به منزل مي شود. به عبارت بهتر، كودك آموخته است كه بايد مدت زماني را در مهد كودك گذرانده و بعد هم به اتفاق والدين راهي خانه شود. از طرفي، مهد كودك معمولا پذيراي كودكان مادران شاغل يا كودكان خانواده هاي مرفه است؛ در حالي كه در دوره ي پيش دبستان، كودك با همسالاني از تمام اقشار جامعه مواجه است. در اين دوره كه امروزه نقش مثبت خود را بيش از پيش نشان مي دهد كودك مي آموزد، نقاشي مي كشد، قصه مي گويد و حتي ايفاي نقش مي كند.گذراندن دوره ي 9 ماهه ي پيش دبستاني، كودك را آماده مي كند تا بتواند با مربي ارتباط برقرار نمايد. زيرا نخستين مكان جدي كه كودك پس از جداشدن از خانه و خانواده به آن وارد شده و حضور در فضاي جديد را تجربه مي كند، همين دوره است. امروزه با تاسيس مراكز پيش دبستاني كه با هدف آموزش، زمينه ي مساعدي را براي حضور مادران در جامعه و از طرفي رشد كودكان فراهم مي كند، دغدغه هاي خانواده ها كمتر شده است. اين دوره ويژگي هايي دارد كه به اهم آن ها در ذيل اشاره مي شود:
كودكان نيازمند محيط هايي هستند كه بتواند به قابليت هاي عاطفي و اجتماعي آنان غنا بخشيده و آنها را تقويت نمايد. ركن اساسي آموزش كودك در اين دوره، مربيان هستند، مربياني آگاه و توانمند كه كودك را دوست دارند. مربي پيش دبستاني بايد به اين باور رسيده باشد كه مي تواند در كنار خانواده، بخشي از مسئوليت آموزش كودك را برعهده بگيرد. همچنين طراحي فضاي فيزيكي مراكز پيش دبستاني بايد به گونه اي باشد كه براي كودك مطلوب، شادي بخش و برخوردار از حداقل امكانات لازم باشد. بايد وسايل و ابزار، متناسب با سن كودك و قابليت هاي او فراهم آيد. بازي كار كودك است؛ آموزش هايي كه در مراكز پيش دبستاني به كودكان داده مي شوند، زمينه ي رشد، يادگيري مفاهيم رياضي، استدلال كردن، خواندن و نوشتن و زبان آموزي را به شكل غيرمستقيم فراهم مي كنند. محور اصلي در اين آموزش ها بازي است. بازي كار كودك است. بنابراين بايد آن را با ارزش، مثبت و براي كودك ارزشمند تلقي كرد. با فراهم كردن شرايط مناسب اين امكان براي كودك مهيا مي شود.
مشاركت والدين در كنار مربي نقش مهمي در آموزش كودك دارد، با توجه به اين كه سابقا ورود كودكان به دوره ي يپيش دبستاني اجباري نبود؛ والدين هنگام ورود كودكان به مدرسه دچار مشكلات عديده اي مي شدند كه خوشبختانه با پررنگ شدن نقش مركز پيش دبستاني، والدين به اين باور رسيده اند كه ورود كودك به دوره ي پيش دبستاني نه تنها مفيد، بلكه ضروري است.البته طبق قانون، تنها گذراندن دوره هاي ابتدايي و راهنمايي اجباري است، اما با توجه به اثرات مثبتي كه دوره ي پيش دبستاني در پيشرفت تحصيلي كودكان دارد، جلب مشاركت و ترغيب والدين وتوجه به آن از اهميت بالايي برخوردار است.لازم به ذكر است مفاهيم و محتواي آموزش هايي كه در دوره پيش دبستاني به كودك داده مي شود، بسيار مفيد و ضروري مي باشند. چون همان گونه كه در مقاطع مختلف تحصيلي، واحدهاي درسي وجود دارد، در دوره ي پيش دبستاني نيز واحدهاي كار گنجانده شده است؛ به اين معني كه آموزش ها با هدف انتقال مفاهيم رياضي، ديني و زبان آموزي ارائه مي شود. براي مثال تعريف يك داستان، به زبان آموزي كودك كمك مي كند و دايره ي لغت او را گسترش مي دهد، اين امر در خصوص كودكان دو زبانه، اهميت بيشتري دارد. در دوره ي پيش دبستاني، مربي محوريت داشته و نقش او در تربيت كودك پررنگ است، بايد مربيان را در امر آموزش تربيت كرد كه خوشبختانه در حال حاضر وزارت آموزش و پرورش براي مربيان پيش دبستان اين امكانات را فراهم نموده است.
در اين جا سوالي پيش مي آيد و آن اين كه: مربيان ما تا چه حد از توانايي هاي لازم برخوردارند؟ در پاسخ به اين پرسش مي توان موردي را مطرح كرد: متاسفانه هنوز يك تعامل سازنده ميان متوليان آموزش و پرورش با خانواده ها و مربيان برقرار نشده است، البته پس از انقلاب اسلامي با گسترش رشته هاي دانشگاهي درباره ي تربيت و آموزش كودكان، نيروهاي متخصص فراواني تربيت شده اند. اما هنوز بسياري از فارغ التحصيلان اين رشته ها به مراكز پيش دبستاني گسيل داده نشده اند. در اين جا تاكيد مي كنم كه وجود مراكز پيش دبستاني به عنوان مراكز فرهنگي مكمل آموزش هاي خانواده و در برخي موارد جايگزين آموزش هاي خانواده ها، نيازمند توجه بيشتر به توانايي و تخصص مربيان است. نكته ي بعدي فراهم ساختن امكانات لازم است. اين مراكز بايد مجهز به حداقل امكانات باشند تا زمينه ي بروز خلاقيت ها، رشد فكري و در نهايت پرورش يك انسان كامل ميسر شود. امكانات محدود موجود در برخي مدارس، به خصوص مناطق محروم، امكان آموزش عملي را با مشكل مواجه مي سازد. در مراكزي كه داراي امكانات فراوان با عناويني مانند اتاق بازي و غيره است، خلاقيت كودكان بيشتر شكوفا مي شود؛ اما در مناطق محروم بايد به بچه ها بسياري از موارد را با قدرت تجسم آموزش داد؛ حتي موقعيت فرهنگي و اجتماعي هر منطقه و هر شهر نياز به واحد كار متفاوت دارد كه منطبق با شرايط موجود هر منطقه باشد. بسياري از كودكاني كه در سال هاي گذشته دوره ي پيش دبستاني را گذرانده اند اكنون در مقاطع تحصيلي بالاتر بسيار موفق اند، بنابراين بايد با فراهم كردن امكانات و شرايط لازم توجه بيشتري به مناطق محروم كشور كرد. در پايان يادآور مي شود: كودكان هر جامعه پايه هاي اساسي آن جامعه هستند؛ لذا براي ساختن جامعه اي مطلوب، بايد پايه هاي آن مستحكم شوند. نگارنده معتقد است براي پيشبرد اهداف، بايد مربيان را آموزش داد و واحد كار در اختيار ايشان قرارداد تا بتوانند به نحو موثرتري اطلاعات را به كودكان انتقال دهند..
ارئه برخحورد صحیح با بچه های تازه وارد
نزدیك شدن مهر و آغاز سال تحصیلی ، شور و هیجان خاصی ، دانش آموزان و خانواده های آنها را در بر می گیرد. اما این شور و هیجان در خانواده هایی كه فرزندشان برای اولین سال پا به مدرسه می گذارد ، توأم با نگرانی است . نگرانی از عدم سازگاری كودك با محیط مدرسه . البته در بسیاری از مواقع این نگرانی بی مورد نیست و در روز آغاز سال تحصیلی با بی تابی فرزند و جدا نشدن او از مادر نمود پیدا می كند.
اتكای كودك به مادر است. زیرا از هر نظر به او نزدیكتر و مأنوس تر است.از دیدگاه او مادر ، فردی است كه همه چیز را می داند ، مهربان است ، مددكار است . در گرفتاری ها فقط به او باید پناه برد، دردها را از طریق او باید درمان كرد و به طور كلی مایه امید و نشاط و زندگی است.
نیازمندی های كودك بسیار است. ولی یكی از شعبات آن مراقبت كلاس اولی ها می باشد . بخصوص مادر در این سال باید ، خود را وقف فرزند كند و اگر اشتغالات دیگری دارد بداند كه یك مشغله مهم و اساسی به آنها اضافه شده و آن ، راه اندازی تحصیل فرزند دلبندش است كه تحصیلات و شركت در محیط های اجتماعی آینده را پایه ریزی می كند. از این بابت به مواردی از این همیاری ها اشاره می كنم:
ایجاد انگیزه
همه خوب می دانند كه در معرفی دنیای اطراف به كودك ، مادر نقش بسزایی دارد و در این راستا از ابزارهای گوناگونی استفاده می كند كه از جمله آنها ، داستان سرایی است. یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده مادرها، ارائه الگوی مناسب برای فرزند است، مادر می بایست در روشهای تربیتی خود ، به گونه ای عمل كند ، به شیوه ای سخن گوید و با كسانی رفت و آمد كند و الگوهایی را ارائه دهد كه ناخودآگاه برای كودك ، انگیزه یادگیری ، اصلاح و همانندسازی با الگوهای پیشنهادی ایجاد شود. در این راه فرزند از مسئولیت هایی كه مادر و پدر پذیرفته اند، می آموزد كه راهی بس طولانی در پیش دارد و این مسئله او را وا می دارد كه برای رفتن به مدرسه ، روزشماری و گاه لحظه شماری كند.
ترس از مدرسه
گاهی اوقات طفل برای رفتن به مدرسه گرفتار ترس ناگهانی و غیر قابل توصیفی می شود. اصولاً خود طفل نمی داند از چه چیزی در مدرسه می ترسد ، ولی به علت احساساتی كه در ضمیر ناخودآگاه خود دارد و مزید بر آن ، با شنیدن حرفهای بچه های بزرگتر در مورد مدرسه از حضور در مدرسه احساس ناراحتی می كند. مادری می گفت : دختر من ، سالهای پس از آغاز مدرسه علت ترس از مدرسه را چنین عنوان كرد : من از این می ترسیدم كه مدت ندیدن شما ، طولانی باشد چون از دیگران شنیده بودم كه از صبح تا عصر باید در مدرسه باشی. بنابراین من با حضور خود در مدرسه به همراه او ، به تدریج از ترس و وحشت او كاستم و با معرفی یكی از بچه ها به او ، زمینه آشنایی او را به همكلاسان خود ، فراهم آوردم و مسئله به همین آسانی حل شد.
گاهی اوقات پس از این كه كودك چند روزی به علت كسالت یا حادثه ای غیبت داشته باشد، از رفتن به مدرسه اعراض می كند. خصوصاً اگر این كسالت یا واقعه ، در مدرسه شروع شده و یا در آنجا اتفاق افتاده باشد. در این صورت مادر بهترین نقش را در ترمیم ذهن كودك دارد. باید با گوش دادن به سخنان و درددلهای كودك ، مسائل ، مشكلات و علت غیبت از مدرسه را جویا شود و آن هنگام به رفع مشكل و چاره جویی بپردازد. و با همراهی كودك و تقویت روحیه ی او از ادامه این احساس جلوگیری كند.
آماده سازی كودك
از مسائلی كه پایه گذاری آن در دوران كودكی ، بخصوص آغاز مدرسه انجام می شود، مسئله قبول مسئولیت و كار است. باید دانست كه شب قبل از مدرسه رفتن ، بهتر است كودكمان شام كمی میل كند و زود بخوابد تا بتواند صبح زود ، به راحتی بیدار شود. طفره رفتن از خواب به موقع ، اصلاً به صلاح كودك نیست ، زیرا با پایان كار ، كودك در می یابد كه با بهانه گیری می تواند دیر بخوابد و به دنبال آن ، كمبود خواب و دیر بیدار شدن و عواقب بعدی در پی است.
بیداری در صبح روز مدرسه ویژگی مهمی دارد. بهتر است یك ساعت قبل از بیرون رفتن از منزل ، فرزند را صدا بزنید تا با آرامش و تأنی به كمك مادر ، از خواب بیدار شده دست و صورت خود را بشوید، صبحانه كامل میل كند و پس از آن لباس پوشیده و آماده رفتن شود. لازم به یادآوری است كه در راه انداختن كودك به مدرسه از عجله و به قول معروف ( هول كردن ) او ، جداً خودداری شود و از عبارات زودباش ، تند باش ، دیر شد و .... به شدت پرهیز شود. چون در این صورت او تمام روز احساس خستگی و كسالت خواهد كرد.
او را فریب ندهید
فراموش نكنید كه به او بگویید در مدرسه چند ساعتی با آموزگار و سایر همشاگردی ها تنها می ماند و شما در پایان روز نزد او برمی گردید. حتی می توانید به او بگویید كه ممكن است در یكی دو روز اول تنها باشد و به او خوش نگذرد، اما پس از چندی به مدرسه عادت خواهد كرد. در همین زمان می توانید به او یادآوری كنید كه ممكن است بعضی از كودكان گریه كنند و مادرهایشان را بخواهند. سعی كنید تمام حوادثی را كه ممكن است در مدرسه برای او پیش بیاید برایش توضیح دهید تا چنانچه آن حوادث عملاً اتفاق افتاد ، آمادگی داشته باشد. اگر فقط از خوبی های مدرسه تعریف كنید و او با واقعه ناخوشایندی مواجه شود ، ناراحت می شود و ممكن است آنقدر تحت تأثیر قرار بگیرد كه نتواند با سایر كودكان بازی كند و یا با معلم خود ارتباط برقرار سازد و آنچه تدریس می شود را جذب كند. در ضمن اگر آموزگار قبل از شروع مدرسه در خانه به دیدار كودك بیاید، بسیار به نفع كودك تمام می شود.
به كودك اعتماد به نفس بدهید
هر چند كه كودكان ، معمولاً ، نسبت به رفتن به مدرسه اشتیاق دارند، اما غالباً در یكی دو روز اول زیاد به آنها خوش نمی گذرد. حتی اگر فرزند خود را كاملاً برای رفتن به مدرسه آماده كرده باشید ، باز هم این مسئله حادثه بسیار بزرگی در زندگی او به شمار می آید، زیرا این كار با دور شدن از مادر و ورود به محیطی جدید و ناشناس و رویارویی با غریبه ها همراه است. به همین دلیل بسیاری از مدارس از والدین می خواهند كه روز اول در مدرسه باقی بمانند و حتی در روزهای بعد نیز به این كار ادامه دهند تا كودك با محیط جدید خو بگیرد.
به طور كلی اگر كودك از قبل در محیطهای آموزشی حضور پیدا كرده باشد و رفتن به مدرسه در ادامه آن قرار گیرد، و اگر مدرسه برای آرام كردن كودك و از بین بردن اضطراب ناشی از دور شدن از والدین پیش بینی هایی كرده باشد، تجربه ای لذتبخش خواهد بود و چنانچه این كار به خوبی انجام شود اعتماد به نفس كودك بیشتر می شود. به همین دلیل است كه بعضی از كودكان در مدرسه شكوفا می شوند.
اضطرابش را دریابید
كودكی كه از رفتن به مدرسه اكراه دارد، كودكی است كه با دور شدن از مادر دچار اضطراب می شود. شاید اضطراب او بی مورد هم نباشد ، بخصوص اگر احساس كند كه با فرستادن او به مدرسه ، با زور از خانه بیرونش كرده اند. گاهی اوقات ، وقتی خواهر یا برادر كوچكتری در خانه وجود داشته باشد، كودك احساس می كند كه از عشق و محبت مادری محروم شده است ، علی الخصوص وقتی كه می بیند فرزند نورسیده هر روز عشق و محبت بیشتری را به خود اختصاص می دهد. از سوی دیگر بعضی از كودكان با حضور در كلاس آموزگاری كه ترسناك است و به نیازهای آنها توجهی ندارد ، نسبت به مدرسه عكس العمل منفی پیدا می كنند .
به شیرینی تجربه اش كمك كنید
بعضی از كودكان صرفاً به زمان بیشتری برای آشنا شدن با مدرسه احتیاج دارند و آمادگی كمتری برای دور شدن از والدین دارند ، زیرا كه امنیت او را تضمین می كنند. اگر به اندازه كافی در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید ، كودك به مدرسه اعتماد پیدا می كند و یاد می گیرد كه آموزگار برای آرام كردن و حمایت از او چنانچه موردی پیش بیاید ، در مدرسه حضور دارد.
گاهی عكس العمل منفی فرزند شما به دلیل روشی است كه برای آماده كردن او به كار برده اید . اگر والدین بیش از حد محتاط باشند و دائماً كودك را از خطرها و فجایعی كه ممكن است در مدرسه وجود داشته باشد بترسانند، كودك حق دارد كه دور از والدین خود احساس آرامش نكند. گاهی اوقات والدین دوست ندارند فرزند خود را به مدرسه بفرستند و ناخودآگاه نارضایتی و اضطراب خود را به كودك منتقل می كنند. تردیدی وجود ندارد كه كودك هم از رفتن به مدرسه اكراه پیدا می كند.
به هرحال برای تمام مشكلاتی كه ذكر شد یك را ه حل وجود دارد: برای چند روز در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید.
چگونه از بروز استرس و نگرانی ناشی از شروع درس و بازگشایی مدارس جلوگیری كنیم؟
-وقت بیشتری را با كودك خود سپری كنید.
-محیط خانه را برای كودك ثابت و منظم كنید.
-قوانینی را برای منزل وضع كنید و با یكدیگر قرار بگذارید كه آنها را اجرا كنید.
-عواقب و پیامدهای ناشی از نقض قوانین را بیان كنید.
-سعی كنید كه با كودكان خود ارتباط نزدیكی برقرار كنید ، فقط به سخن گفتن با آنها ، اكتفا نكنید . اگركودك رفتار ناپسندی دارد به جای سرزنشهای پی در پی ، علت رفتار او را بفهمید و او را درك كنید .
-به سخنان فرزند خود خوب گوش كنید . از نیازهای او باخبر شده ، او را بفهمید. در نظر داشته باشید كه مدرسه رفتن یك روند دراز مدت است. یك موفقیت یا حتی شكست ناگهانی نمی تواند زندگی كودك را رقم بزند.
-عشق و محبت دائمی خود را ابراز كرده ، همیشه آنها را مورد حمایت خود قرار دهید و در كنار آنها حضور داشته باشید .
قوانین ، كمك زیادی به كاهش استرس می كنند . لازم است كه برای هر گروه سنی قوانینی را وضع كنیم. قوانینی برای زمان خوابیدن ، وقت بیدار شدن ، به حمام رفتن و ... به این ترتیب كودكان می آموزند كه به تدریج منظم و مرتب بار بیایند. ( پرورش یابند). زمانی كه یك برنامه هفتگی را طراحی می كنید ، از همه ی اعضای خانواده نظر بخواهید . وظایف هر یك را بیان كنید و به فواید پیروی از قوانین اشاره نمائید.
ارتباط با كودكان ، وسیله ای است كه به آنها كمك می كند از اشتباه های خود درس بگیرند. به كودكان فرصت بدهید تا بفهمند كه شما می خواهید به آنها كمك كنید كه مشكلاتشان را حل كنند. مشكلاتی كه به سوء رفتار منجر خواهند شد. زمانی كه كودكان فقط انتظار تنبیه دارند، هرگز مسائل خود را با شما در میان نمی گذارند. همیشه تعادلی بین محدودیت و روابط باز با كودكان و تنبیه و سرزنش آنها وجود دارد. كودكان نمی خواهند كه سوء رفتار داشته باشند ، بلكه چون هنوز نمی دانند كه با وجود فشار همسالان چگونه روابط و دوستی های خود را با والدین حفظ كنند، رفتارهای ناپسندی نشان می دهند.
ارائه نکاتی جهت برخورد صحیح با کلاس
با نزدیك شدن مهر و آغاز سال تحصیلی ، شور و هیجان خاصی ، دانش آموزان و خانواده های آنها را در بر می گیرد. اما این شور و هیجان در خانواده هایی كه فرزندشان برای اولین سال پا به مدرسه می گذارد ، توأم با نگرانی است . نگرانی از عدم سازگاری كودك با محیط مدرسه . البته در بسیاری از مواقع این نگرانی بی مورد نیست و در روز آغاز سال تحصیلی با بی تابی فرزند و جدا نشدن او از مادر نمود پیدا می كند.
اتكای كودك به مادر است. زیرا از هر نظر به او نزدیكتر و مأنوس تر است.از دیدگاه او مادر ، فردی است كه همه چیز را می داند ، مهربان است ، مددكار است . در گرفتاری ها فقط به او باید پناه برد، دردها را از طریق او باید درمان كرد و به طور كلی مایه امید و نشاط و زندگی است.
نیازمندی های كودك بسیار است. ولی یكی از شعبات آن مراقبت كلاس اولی ها می باشد . بخصوص مادر در این سال باید ، خود را وقف فرزند كند و اگر اشتغالات دیگری دارد بداند كه یك مشغله مهم و اساسی به آنها اضافه شده و آن ، راه اندازی تحصیل فرزند دلبندش است كه تحصیلات و شركت در محیط های اجتماعی آینده را پایه ریزی می كند. از این بابت به مواردی از این همیاری ها اشاره می كنم:
ایجاد انگیزه
همه خوب می دانند كه در معرفی دنیای اطراف به كودك ، مادر نقش بسزایی دارد و در این راستا از ابزارهای گوناگونی استفاده می كند كه از جمله آنها ، داستان سرایی است. یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده مادرها، ارائه الگوی مناسب برای فرزند است، مادر می بایست در روشهای تربیتی خود ، به گونه ای عمل كند ، به شیوه ای سخن گوید و با كسانی رفت و آمد كند و الگوهایی را ارائه دهد كه ناخودآگاه برای كودك ، انگیزه یادگیری ، اصلاح و همانندسازی با الگوهای پیشنهادی ایجاد شود. در این راه فرزند از مسئولیت هایی كه مادر و پدر پذیرفته اند، می آموزد كه راهی بس طولانی در پیش دارد و این مسئله او را وا می دارد كه برای رفتن به مدرسه ، روزشماری و گاه لحظه شماری كند.
ترس از مدرسه
گاهی اوقات طفل برای رفتن به مدرسه گرفتار ترس ناگهانی و غیر قابل توصیفی می شود. اصولاً خود طفل نمی داند از چه چیزی در مدرسه می ترسد ، ولی به علت احساساتی كه در ضمیر ناخودآگاه خود دارد و مزید بر آن ، با شنیدن حرفهای بچه های بزرگتر در مورد مدرسه از حضور در مدرسه احساس ناراحتی می كند. مادری می گفت : دختر من ، سالهای پس از آغاز مدرسه علت ترس از مدرسه را چنین عنوان كرد : من از این می ترسیدم كه مدت ندیدن شما ، طولانی باشد چون از دیگران شنیده بودم كه از صبح تا عصر باید در مدرسه باشی. بنابراین من با حضور خود در مدرسه به همراه او ، به تدریج از ترس و وحشت او كاستم و با معرفی یكی از بچه ها به او ، زمینه آشنایی او را به همكلاسان خود ، فراهم آوردم و مسئله به همین آسانی حل شد.
گاهی اوقات پس از این كه كودك چند روزی به علت كسالت یا حادثه ای غیبت داشته باشد، از رفتن به مدرسه اعراض می كند. خصوصاً اگر این كسالت یا واقعه ، در مدرسه شروع شده و یا در آنجا اتفاق افتاده باشد. در این صورت مادر بهترین نقش را در ترمیم ذهن كودك دارد. باید با گوش دادن به سخنان و درددلهای كودك ، مسائل ، مشكلات و علت غیبت از مدرسه را جویا شود و آن هنگام به رفع مشكل و چاره جویی بپردازد. و با همراهی كودك و تقویت روحیه ی او از ادامه این احساس جلوگیری كند.
آماده سازی كودك
از مسائلی كه پایه گذاری آن در دوران كودكی ، بخصوص آغاز مدرسه انجام می شود، مسئله قبول مسئولیت و كار است. باید دانست كه شب قبل از مدرسه رفتن ، بهتر است كودكمان شام كمی میل كند و زود بخوابد تا بتواند صبح زود ، به راحتی بیدار شود. طفره رفتن از خواب به موقع ، اصلاً به صلاح كودك نیست ، زیرا با پایان كار ، كودك در می یابد كه با بهانه گیری می تواند دیر بخوابد و به دنبال آن ، كمبود خواب و دیر بیدار شدن و عواقب بعدی در پی است.
بیداری در صبح روز مدرسه ویژگی مهمی دارد. بهتر است یك ساعت قبل از بیرون رفتن از منزل ، فرزند را صدا بزنید تا با آرامش و تأنی به كمك مادر ، از خواب بیدار شده دست و صورت خود را بشوید، صبحانه كامل میل كند و پس از آن لباس پوشیده و آماده رفتن شود. لازم به یادآوری است كه در راه انداختن كودك به مدرسه از عجله و به قول معروف ( هول كردن ) او ، جداً خودداری شود و از عبارات زودباش ، تند باش ، دیر شد و .... به شدت پرهیز شود. چون در این صورت او تمام روز احساس خستگی و كسالت خواهد كرد.
او را فریب ندهید
فراموش نكنید كه به او بگویید در مدرسه چند ساعتی با آموزگار و سایر همشاگردی ها تنها می ماند و شما در پایان روز نزد او برمی گردید. حتی می توانید به او بگویید كه ممكن است در یكی دو روز اول تنها باشد و به او خوش نگذرد، اما پس از چندی به مدرسه عادت خواهد كرد. در همین زمان می توانید به او یادآوری كنید كه ممكن است بعضی از كودكان گریه كنند و مادرهایشان را بخواهند. سعی كنید تمام حوادثی را كه ممكن است در مدرسه برای او پیش بیاید برایش توضیح دهید تا چنانچه آن حوادث عملاً اتفاق افتاد ، آمادگی داشته باشد. اگر فقط از خوبی های مدرسه تعریف كنید و او با واقعه ناخوشایندی مواجه شود ، ناراحت می شود و ممكن است آنقدر تحت تأثیر قرار بگیرد كه نتواند با سایر كودكان بازی كند و یا با معلم خود ارتباط برقرار سازد و آنچه تدریس می شود را جذب كند. در ضمن اگر آموزگار قبل از شروع مدرسه در خانه به دیدار كودك بیاید، بسیار به نفع كودك تمام می شود.
به كودك اعتماد به نفس بدهید
هر چند كه كودكان ، معمولاً ، نسبت به رفتن به مدرسه اشتیاق دارند، اما غالباً در یكی دو روز اول زیاد به آنها خوش نمی گذرد. حتی اگر فرزند خود را كاملاً برای رفتن به مدرسه آماده كرده باشید ، باز هم این مسئله حادثه بسیار بزرگی در زندگی او به شمار می آید، زیرا این كار با دور شدن از مادر و ورود به محیطی جدید و ناشناس و رویارویی با غریبه ها همراه است. به همین دلیل بسیاری از مدارس از والدین می خواهند كه روز اول در مدرسه باقی بمانند و حتی در روزهای بعد نیز به این كار ادامه دهند تا كودك با محیط جدید خو بگیرد.
به طور كلی اگر كودك از قبل در محیطهای آموزشی حضور پیدا كرده باشد و رفتن به مدرسه در ادامه آن قرار گیرد، و اگر مدرسه برای آرام كردن كودك و از بین بردن اضطراب ناشی از دور شدن از والدین پیش بینی هایی كرده باشد، تجربه ای لذتبخش خواهد بود و چنانچه این كار به خوبی انجام شود اعتماد به نفس كودك بیشتر می شود. به همین دلیل است كه بعضی از كودكان در مدرسه شكوفا می شوند.
اضطرابش را دریابید
كودكی كه از رفتن به مدرسه اكراه دارد، كودكی است كه با دور شدن از مادر دچار اضطراب می شود. شاید اضطراب او بی مورد هم نباشد ، بخصوص اگر احساس كند كه با فرستادن او به مدرسه ، با زور از خانه بیرونش كرده اند. گاهی اوقات ، وقتی خواهر یا برادر كوچكتری در خانه وجود داشته باشد، كودك احساس می كند كه از عشق و محبت مادری محروم شده است ، علی الخصوص وقتی كه می بیند فرزند نورسیده هر روز عشق و محبت بیشتری را به خود اختصاص می دهد. از سوی دیگر بعضی از كودكان با حضور در كلاس آموزگاری كه ترسناك است و به نیازهای آنها توجهی ندارد ، نسبت به مدرسه عكس العمل منفی پیدا می كنند .
به شیرینی تجربه اش كمك كنید
بعضی از كودكان صرفاً به زمان بیشتری برای آشنا شدن با مدرسه احتیاج دارند و آمادگی كمتری برای دور شدن از والدین دارند ، زیرا كه امنیت او را تضمین می كنند. اگر به اندازه كافی در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید ، كودك به مدرسه اعتماد پیدا می كند و یاد می گیرد كه آموزگار برای آرام كردن و حمایت از او چنانچه موردی پیش بیاید ، در مدرسه حضور دارد.
گاهی عكس العمل منفی فرزند شما به دلیل روشی است كه برای آماده كردن او به كار برده اید . اگر والدین بیش از حد محتاط باشند و دائماً كودك را از خطرها و فجایعی كه ممكن است در مدرسه وجود داشته باشد بترسانند، كودك حق دارد كه دور از والدین خود احساس آرامش نكند. گاهی اوقات والدین دوست ندارند فرزند خود را به مدرسه بفرستند و ناخودآگاه نارضایتی و اضطراب خود را به كودك منتقل می كنند. تردیدی وجود ندارد كه كودك هم از رفتن به مدرسه اكراه پیدا می كند.
به هرحال برای تمام مشكلاتی كه ذكر شد یك را ه حل وجود دارد: برای چند روز در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید.
چگونه از بروز استرس و نگرانی ناشی از شروع درس و بازگشایی مدارس جلوگیری كنیم؟
-وقت بیشتری را با كودك خود سپری كنید.
-محیط خانه را برای كودك ثابت و منظم كنید.
-قوانینی را برای منزل وضع كنید و با یكدیگر قرار بگذارید كه آنها را اجرا كنید.
-عواقب و پیامدهای ناشی از نقض قوانین را بیان كنید.
-سعی كنید كه با كودكان خود ارتباط نزدیكی برقرار كنید ، فقط به سخن گفتن با آنها ، اكتفا نكنید . اگركودك رفتار ناپسندی دارد به جای سرزنشهای پی در پی ، علت رفتار او را بفهمید و او را درك كنید .
-به سخنان فرزند خود خوب گوش كنید . از نیازهای او باخبر شده ، او را بفهمید. در نظر داشته باشید كه مدرسه رفتن یك روند دراز مدت است. یك موفقیت یا حتی شكست ناگهانی نمی تواند زندگی كودك را رقم بزند.
-عشق و محبت دائمی خود را ابراز كرده ، همیشه آنها را مورد حمایت خود قرار دهید و در كنار آنها حضور داشته باشید .
قوانین ، كمك زیادی به كاهش استرس می كنند . لازم است كه برای هر گروه سنی قوانینی را وضع كنیم. قوانینی برای زمان خوابیدن ، وقت بیدار شدن ، به حمام رفتن و ... به این ترتیب كودكان می آموزند كه به تدریج منظم و مرتب بار بیایند. ( پرورش یابند). زمانی كه یك برنامه هفتگی را طراحی می كنید ، از همه ی اعضای خانواده نظر بخواهید . وظایف هر یك را بیان كنید و به فواید پیروی از قوانین اشاره نمائید.
ارتباط با كودكان ، وسیله ای است كه به آنها كمك می كند از اشتباه های خود درس بگیرند. به كودكان فرصت بدهید تا بفهمند كه شما می خواهید به آنها كمك كنید كه مشكلاتشان را حل كنند. مشكلاتی كه به سوء رفتار منجر خواهند شد. زمانی كه كودكان فقط انتظار تنبیه دارند، هرگز مسائل خود را با شما در میان نمی گذارند. همیشه تعادلی بین محدودیت و روابط باز با كودكان و تنبیه و سرزنش آنها وجود دارد. كودكان نمی خواهند كه سوء رفتار داشته باشند ، بلكه چون هنوز نمی دانند كه با وجود فشار همسالان چگونه روابط و دوستی های خود را با والدین حفظ كنند، رفتارهای ناپسندی نشان می دهند.
داستان زندگی زیبا و با طراوت است
زندگي زيبا و با طراوت است
شيوا و شايان خواهر و برادر هستند . شيوا از شايان بزرگتر است . روزي هنگام عصر شيوا مشغول آب پاشي باغچه بود كه شايان كنارش رفت و گفت : "خواهر براي چه ما زندگي مي كنيم؟ "
شيوا از پرسش برادرش شگفت زده شد! و نمي دانست چه جوابي به او بدهد . فكر كرد ولي باز هم جوابي به ذهنش نرسيد . دست از آب پاشي كشيد و گفت : " داداش گُلم من پاسخ پرسش تو را نمي دانم بيا با هم برويم تا جواب آن را پيدا كنيم."
خواهر و برادر به كنار گل رز داخل باغچه رفتند . اول سلام كردند؛ شیوا گفت : " گل زيبا به ما بگو تو براي چه زندگي مي كني ؟ "
گل در حالي كه با برگ هايش گلبرگ هاي روي سرش را شانه مي زد با لبخند جواب داد: " خوب معلومه . براي اين كه طبيعت را با صفا كنم و مردم از ديدنم شاد شوند و غصه هايشان را فراموش كنند . بچه هاي عزيز زندگي نزد من زيبا و با طراوت است."
خواهر و برادر از او تشكر كردند و به باغ همسايه كه درخت سيب زيبايي را در خود جاي داده بود رفتند . هر دو با هم از درخت سيب پرسيدند : " آقا درخته تو بگو براي چه زندگي مي كني ؟ "
درخت سيب خنديد و دوتا سيب آبدار و خوش رنگ زرد رنگ براي بچّه ها پايين انداخت و گفت : " بچّه هاي عزيز اول سيب تان را بخوريد بعد برايتان توضيح مي دهم ."
شيوا و شايان بعد از خوردن سيب به سخنان درخت سيب گوش دادند .
او گفت : " بچّه هاي عزيز آيا نمي بيني كه من سيب هاي زرد رنگ خوش طعم و آبدار به آدم ها مي دهم و عابراني را كه از گرماي خورشيد به تنگ آمده اند را زير سايه ام جاي مي دهم . به پرندگان هم مكاني براي لانه سازي هديه مي كنم . تازه باعث زيبايي طبيعت و پاكي هوا مي شوم. زندگي نزد من زيبا و با طراوت است."
شيوا و شايان از درخت سيب تشكر كردند و مي خواستند كه از باغ بيرون بروند ، گنجشكي كه بالاي درخت سيب بود گفتگوي بچّه ها با درخت سيب را اتفاقي شنيده بود . با سر دادن آوازي دلنشين بچه ها را صدا كرد و گفت : " بچّه هاي عزيز من هم براي بچّه هايم زنده ام ، غذايشان را فراهم مي كنم ، برايشان لانه مي سازم تا رشد كنند و براي خودشان بتوانند غذا پيدا كنند و از طبيعت لذّت ببرند . پيش من هم زندگي زيبا و با طراوت است ."
خواهر و برادر که از باغ بیرون آمده بودند. معلّمشان را ديدند كه از کوچه ای گذر مي كرد. رفتند جلو سلام کردند شیوا گفت: " معلّم عزيزم شما می توانید بگویید، براي چه زندگي مي كنيد ؟ "
معلّم دستي از روي محبت به سر شيوا و شايان كشيد و گفت : بچّه هاي عزيز من زندگي مي كنم تا شما نوگلان را آموزش دهم و تربيت و اخلاق را به شما بياموزم . تا شما هم در آينده انسان هاي خوب و با سواد شويد و مانند من كودكان را از بي سوادي نجات دهيد."
بچّه ها ضمن تشکّر از معلّمشان خدا حافظي كردند و به منزل برگشتند.
وقتی به منزل رسيدند دیدند پدرشان نماز مي خواند . منتظر شدند تا نمازش تمام شود . بعد از نماز هنگامي كه پدرشان مشغول خواندن دعا بود، به او فرصت ندادند و در آغوشش پريدند . پدر در حالي كه از اين رفتار بچّه ها متعجّب شده بود گفت: "بچّه ها چي شده؟ چرا اينجوري ؟
شيوا و شايان با هم گفتند: " آخه سئوال داريم ."
پدر در حالي كه زير لب دعاهايش را تمام مي كرد سجاده را جمع كرد و بوسه اي بر گونه هاي هر دو زد و آن ها را روي زانويش نشاند و گفت: "خوب حالا بگوييد سئوالتان چيست؟ "
شي
نوشته : توسط امیری